باریکه. [ ک َ / ک ِ ] ( ص ) باریک وتنک ( تک ): از یک راه باریکه رفتم و خیلی صدمه خوردم. ( فرهنگ نظام ). مقدار کم. چیز اندک. شی ناقابل. کم ارزش: یک باریکه کهنه. آب باریکه؛ رزق کم. رزق اندک.یک باریکه از کنار ماهوت. یک باریکه چوب. یک باریکه خربزه. || لاغر: باریکه ای است، لاغر است.
باریک چیز کم
{beam} [فیزیک- اپتیک] دستۀ پرتوهای متمرکزی که تقریباً در یک جهت منتشر می شود
{swath} [ژئوفیزیک] ناحیۀ باریکی که چشمه های موجود در آن بدون غلتشِ عمودبه خط عمل می کنند
باریکِه (beam)
(یا: تابه) تابش یک سویۀ الکترومغناطیسی یا روانه ای یک سویه از ذرّات در راستایی خاص. باریکۀ پرتوهای لیزر که از نقطه ای به نقطۀ دیگر می تابد از آن جمله است. همچنین است روانه ای از الکترون ها که در یک راستا و تقریباً با یک سرعت در حرکت اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسیلوسکوپ آنالوگ در حقیقت یک رسمکننده بسیار سریع است که سیگنال ورودی را بر حسب زمان یا سیگنال دیگر نمایش میدهد. در واقع، قلم این رسمکننده یک لکهٔ نورانی است که در اثر برخورد یک باریکهٔ الکترون به صفحه فلوئورسنت لامپ بهوجود میآید.
💡 در ۲۳ ژانویه ۲۰۲۴ الکس ظاهر داشت که اسرائیل با اعمال گرسنگی در باریکه غزه در حال ارتکاب جرم جنگی است. مجموع یک جمعیت را تا بدین پایه کاستن واقعا بی سابقه است. ما شبیه آن را نه در اتیوپی، نه در سودان و نه در یمن و نه تقریبا در هیچ جای دنیا ندیده ایم. او ابراز کرد که این بدترین قحطی ساخته دست بشر در ۷۵ سال اخیر است.
💡 دستگاه این دو دانشمند متشکل از یک تداخل سنج ویژه بود که در آن هر باریکهٔ تکرنگ نور به دو باریکه شکافته میشد. دو باریکه مسیرهای مختلفی را پیموده و دوباره با هم ترکیب میشدند و تداخل حاصله سبب ایجاد نوارهای روشن و تاریک میشد. این آزمایش توانست عدم وجود اتر را به اثبات رساند.
💡 در روزگار قدیم آمریکای شمالی به وسیلهٔ یک باریکه خشکی به قارهٔ آسیا متصل بود. این باریکهٔ خشک، آلاسکا را از باختر به قارهٔ آسیا وصل میکرد؛ بنابراین در آن روزگار رفتوآمد میان قارهٔ آسیا و قارهٔ آمریکای شمالی میسر بود. نیاکان سرخپوستان قارهٔ آمریکا نیز در آن زمان از همین باریکه از آسیا به قارهٔ آمریکا کوچیده بودند.