لغت نامه دهخدا
امیرنشین. [ اَ ن ِ ] ( اِ مرکب ) مرکز حکومت امیر. شهری که امیر در آنجا حکومت میکند.
امیرنشین. [ اَ ن ِ ] ( اِ مرکب ) مرکز حکومت امیر. شهری که امیر در آنجا حکومت میکند.
مرکز حکومت امیر
{emirate} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] کشوری که یک امیر بر آن حکومت می کند متـ. شیخ نشین sheikhdom
کشوری که یک امیر بر آن حکومت میکند
💡 دو پیشامد سبب وقفه در تحصیل محمد نوجوان شد، یکی وفات ملا عبدالرزاق ابرقویی بود که محمد نوجوان را در مرگ استاد خود سوگوار کرد و دیگر وفات شاه طهماسب یکم صفوی و به پادشاهی رسیدن شاه اسماعیل دوم صفوی که سبب ناامنی ایران از جمله شیراز گشت، و ابراهیم قوام از بیم جان خانوادهٔ خود را از شیراز به امیرنشینهای جنوب خلیج فارس کوچاند.
💡 شهر «ابوظبی» پایتخت کشور امارات متحدهٔ عربی است و در سال ۲۰۰۹ با پیشی گرفتن از نیویورک و پاریس به عنوان دومین شهر گران جهان برای مسافران اعلام شد. ابوظبی در سال ۲۰۰۸ پنجمین شهر گران جهان محسوب میشد که یکی از هفت امیرنشین (امارت) میباشد: ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، امالقوین، رأسالخیمه، فجیره.
💡 اخسیکت نامی است با ریشهٔ سغدی که در فرهنگ سغدی به شهر سبز همسان شدهاست. برخی پژوهشگران، این واژه را دارای دو بخش اخشی و کت دانستهاند و گفتهاند که بخش نخست واژهای سغدی که از اخشید به معنای سرور گرفته شدهاست و خود ریشهای اوستایی از واژهٔ خشته به معنای توانا دارد و بخش دوم نیز در زبان سغدی، به معنای امیرنشین یا شاهنشین میدهد.