استوائی

لغت نامه دهخدا

استوائی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به استوا. منسوب به خط استوا.
استوائی. [ اُ ت ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به استوا، کوره نیشابور. گروهی از علماء بدین نسبت شهرت دارند از آن جمله ابوجعفر محمدبن بسطام بن الحسن الاستوائی متولی قضاء نیشابور، متوفی بسال 432 هَ.ق. و عمربن عقبة الاستوائی النیشابوری از اصحاب عبداﷲبن المبارک. و او از اصحاب ابن المبارک مانند وهب بن زمعة و سلمةبن سلیمان روایت دارد و از او محمدبن عبدالوهاب الفراء و محمدبن اشرس السلمی حدیث کند. ( معجم البلدان از حاکم ابوعبداﷲ در تاریخ نیشابور ). و صاعدبن محمد نیشابوری استوائی. ( تاریخ بغداد ج 9 ص 344 ).

فرهنگ فارسی

منسوب باستوا

جمله سازی با استوائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلک هم دو تا پشت پیری است کورا عصا جز خط استوائی نیابی

💡 آب و هوای این کشور استوایی است و جنگل‌های بارانی استوائی دارد و ۶۰ نوع پرنده نادر در آن‌ها وجود دارد. سواحل آن شنی است و ماهیگیری آب‌های شور در آن رایج است. هوایش معتدل است. هیچ رود مهمی وجود ندارد.

💡 آب و هوای گرم و استوائی محل مناسبی برای رشد این درخت است. درخت اراک در مناطقی از ایران، حبشه، سودان، عربستان، مصر، هند، یمن یافت می‌شود.