واژه «أَبْعَار» در زبان عربی، جمع واژه «بَعْرَة» است و در منابع لغوی کلاسیک به معنای فضولات و پشکلهای حیواناتی مانند شتر، گوسفند و سایر چهارپایان به کار میرود. در ساختار زبانی، «بَعْرَة» به عنوان مفرد این واژه، به یک واحد از این فضولات اشاره دارد و «أبعار» شکل جمع آن محسوب میشود که برای بیان مجموعه یا تعداد بیشتری از آنها استفاده میگردد. این واژه در متون لغوی عربی بهطور دقیق در حوزه واژگان طبیعی و توصیفی قرار میگیرد و ارتباطی با مفاهیم انتزاعی یا واژگانی مانند «ابعاد» به معنای اندازهها ندارد، هرچند از نظر ظاهری شباهت آوایی میان آنها وجود دارد. در کاربردهای سنتی، این واژه بیشتر در توصیف محیطهای روستایی، دامداری و زیست بومهای مرتبط با نگهداری حیوانات به کار رفته است، جایی که اشاره به فضولات حیوانی برای توصیف وضعیت زمین یا چراگاهها رایج بوده است. از نظر ریشهشناسی، این واژه از ریشه «ب ع ر» گرفته شده و در زبان عربی کلاسیک به صورت دقیق و مشخص برای نامگذاری این نوع مواد طبیعی به کار میرفته است. در منابع لغوی مانند دهخدا و دیگر فرهنگهای عربی، این واژه به عنوان اصطلاحی کاملاً توصیفی و غیرمجاز به کار رفته و معنای آن محدود به همان مفهوم زیستی و طبیعی است. همچنین در برخی متون، «أبعار» به صورت جمع پراکنده برای اشاره به تودههای کوچک این مواد در محیط طبیعی ذکر شده است. این واژه از نظر معنایی فاقد بار استعاری گسترده بوده و بیشتر در حوزه توصیف مستقیم واقعیتهای محیطی کاربرد دارد. بنابراین، «أبعار» در معنای دقیق خود به مجموعهای از پشکلها و فضولات حیوانی اشاره دارد که در زبان عربی به عنوان یک اصطلاح طبیعی و توصیفی شناخته میشود.
ابعار
لغت نامه دهخدا
ابعار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ بَعر. پشکهای شتر و گوسفند. پشگل ها.
فرهنگ معین
(اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ بعر، پشکل ها، سرگین ها.
ویکی واژه
جِ بعر؛ پشکلها، سرگینها.
جمله سازی با ابعار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انس مالک گفت: بایّام ربیع شتران اعراب برسول خدا برگذشتند، و قد عبست علیها ابعارها و ابوالها فغطّی رسول اللَّه (ص) عینیه بمکّة فقال بهذا امرنی ربّی ثم تلا هذه الآیة: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلی ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ» یقال مدّ عینیه الی مال فلان اذا تمنّاه.