اثیم. [ اَ ] ( ع ص ) گناهکار. ( منتهی الارب ). تبه کار. بزهکار. بزه مند. بزه گر. مذنب. مجرم. عاصی. ( منتهی الارب ). || دروغگوی. دروغزن. ( مهذب الاسماء ). || طعام الاثیم. رجوع به طعام... شود.
اثیم. [ اَ ] ( ع مص ) بسیار گناه کردن ( مبالغه است در مصدر ). ( منتهی الارب ).
اثیم. [ اَ ] ( اِخ ) لقب ابوجهل. ( منتهی الارب ).
اثیم. [ اَ ] ( اِخ ) لقب یزدجردبن بهرام نزد عرب. بزهکار.
( اَ ) [ ع. ] (ص. ) گناهکار، بزه کار.
گناهکار، بزه کار.
گناهکار، بزه کار، بزه گر
( صفت ) ۱- گناهکار تبه کار بزهمند بزه کار بزه گر مذنب مجرم عاصی. ۲ - دروغگوی دروغزن. ۳ - لقب ابوجهل ۴ - لقب یزد گرد پسر بهرام پادشاه ساسانی ( در نزد عرب ) بزه گر بزهکار.
[ویکی الکتاب] معنی أَثِیمٍ: گناه پیشه
ریشه کلمه:
اثم (۴۸ بار)
گناهکار، بزه کار.
💡 یا للعجب که نقطۀ توحید آشنا با چوب خیزران اثیم کفور بود!
💡 اذا رأیت اثیما کُن ساتِراً و حلیماً یا من تُقَبِّح امری لِمَ لا تَمُر کریما
💡 هزار کاسه طعام اثیر دادندش هزار کاسه حمیم از پس اثیر و اثیم
💡 خجسته باد و پذیرفته عید و روزۀ تو گشاده دست تو بر عون خیر و قهر اثیم
💡 گر این طریق مسلمانی است و این ره دین سلام باد بر آن دواثیم و سه خوان
💡 همه اثیم و زنمیند، خیر را منّاع نمیم را همه مشّاء بریء را همّاز