( آگن ) آگن. [ گ َ ] ( اِ ) آکندنی باشد، مثل آنچه در جامه و لحاف و بالش کنند از پنبه و پشم و غیره. || ( نف مرخم ) آکن. به معنی پرکننده که فاعل پر کردن باشد هم آمده است. ( برهان ). شاید مخفف آگند باشد.
آگن. [ گ ِ] ( پسوند ) در کلمات مُرکبه، مرادف آگین. گن. گین.
( آگن ) ۱- ( اسم ) حشو آکنه آکنش. ۲ - در کلمات مرکببمعنی آلود ( آلوده ) مرصع انباشته مانند و گونه دارا و صاحب اندود ( اندوده ) آید: زهر آگین گوهر آگین عقیق آگین طلسم آگین عشرت آگین زر آگین.
در کلمات مرکبه مرادف آگین
(قدیم): بن مضارعِ آگندن، نیز آگندن.
آگن ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش آ - گَن قابل تجزیه باشد؛ که مفهوم کلی از اصطلاح فوق فردی از تبار سفیدپوست شاید آریایی گند صفت بوده است.[۱]
↑ منظور از «آ» مترادف «عا» به نظر میرسد قوم عاد باشد که به قوم آق یعنی سفیدپوست نیز تعبیر میگردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بُرد آگنی-۱، بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ کیلومتر تخمین زده میشود. آگنی-۱ از نوع موشک بالیستیکی یک پلهای است. این سبکترین موشک در میان موشکهای نوع آگنی است. موشک آگنی-۱ قابلیت پرتاب با وسایل سیار را دارد.
💡 آنتونیوس بن ابیالخطار، شَدیاق عینطورینی (۱۷۵۷–۱۲ اکتبر ۱۸۲۱م) کشیش و تاریخنگار لبنانی در سدهٔ هجدهم میلادی و اوایل نوزدهم بود. تاریخ کوتاه لبنان (مختصر تاریخ لبنان) اثر برجستهٔ اوست که در سال ۱۸۱۹م / ۱۲۳۴ق نگاشت؛ در سال ۱۹۵۳ کشیش آگناتیوس خوری آن را بازبینی و بازچاپ کرد.
💡 چون نار بسوزاند کین تو تن خصم وز غم دل و جانش کند آگنده پر از نار
💡 ولی بسیم چو سیماب گوشت آگنده است ز من چگونه نه توانی تو این حدیث شنید
💡 مکان استکهلم برای نخستین بار در حماسههای اسکاندیناوی به نام آگنافیت ذکر شدهاست و نام آن در کتاب شعر هیمسکرینگلا اسنوری استورلوسون به آگنی شاه ربط داده شدهاست.[نیازمند منبع]
💡 ز مصطفی تو شوی زرد روی چون آبی ز مرتضی چو دل آگنده ای چو دانه نار