( آستری ) آستری. [ ت َ ] ( ص نسبی، اِ ) جامه و پارچه کم ارز که بطانه از آن کنند.
- مثل آستری؛ جامه و قماشی بد و بی دوام.
استری. [ اَ ت َ ] ( حامص ) چموشی.
- استری کردن؛ چموشی کردن. توسنی کردن. بدقلقی کردن:
آید هر آنکه با تو کند استری بفعل
در هاون هوان بضرورت چو استرنگ.سوزنی.
استری. [ اِ ] ( اِخ ) قصبه ایست در خطه گالیسی در 65 هزارگزی جنوب لمبرگ در ساحل نهر استری.
( آستری ) ویژگی آنچه به عنوان آستر به کار می بَرند.
( آستری ) ( صفت ) منسوب به آستر. جامه و پارچ. کم ارز که از آن آستر سازند. یا مثل آستری. جامه و پارچه ای بد و بی دوام.
جامه و پارچه کم ارز
مانند استر رفتار کردن چموشی.
قصبه در خط. گالیسی
آستری
{innerliner, liner} [مهندسی بسپار- تایر] داخلی ترین لایۀ تایر بی تویی که مانع خروج هوا از داخل تایر میشود
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← قشر آستری
ویژگی آنچه به عنوان آستر میتوان از آن استفاده کرد یا مناسب آن است. پارچه آستری، رنگ آستری، متقال آستری.
منسوب به آستر، لباسی که رویه زیر داشته باشد مانند کُت، پالتو و مانند آنها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در ۱۳ اوت ۲۰۰۴ با آسترید آس ماری پولمن بازیگر ازدواج نموده و صاحب یک دختر هستند.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال لاسک، باشگاه فوتبال آستریا وین، باشگاه فوتبال کلوب بروژ، و باشگاه فوتبال فنلو اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال لاسک، باشگاه فوتبال آدمیرا واکر مودلینگ، و باشگاه فوتبال آستریا وین اشاره کرد.
💡 آستریکس و اوبلیکس: پادشاهی میانه در نقش جنگاور رومی بنام «آنتی ویروس»
💡 مصالح بنا قلوه سنگهای طبیعی است که به وفور در منطقه یافت میشود و همراه با ملات گچ استفاده شده است. روی گنبد از آستری گچی پوشیده شده است.