لغت نامه دهخدا
اندکس. [ اَ دِ ] ( فرانسوی،اِ ) دفتری که شماره نامه های ثبت شده در دفتر اندیکاتور را با شماره های آن نامه ها در آن ثبت کنند. ( فرهنگ فارسی معین ). فهرست. ( لغات فرهنگستان ) ( فرهنگ فارسی معین ).
اندکس. [ اَ دِ ] ( فرانسوی،اِ ) دفتری که شماره نامه های ثبت شده در دفتر اندیکاتور را با شماره های آن نامه ها در آن ثبت کنند. ( فرهنگ فارسی معین ). فهرست. ( لغات فرهنگستان ) ( فرهنگ فارسی معین ).
(اَ دِ ) [ فر. ] ( اِ. ) = ایندکس: ۱ - سبابه، انگشت شهادت، انگشتی (چاپ ). ۲ - فهرست الفبایی نام ها و موضوع ها و عنوان ها و غیره که معمولاً در آخر کتاب می آید. (فره ). ۲ - عدد یا علامتی که در سمت چپ یا راست و در بالا یا پایین عضوی از یک مجموعه یا جمله
۱. فهرست.
۲. شماره ای که روی نامه های اداری می نویسند و نامه با آن شماره در دفترهای مخصوص ثبت می شود.
۳. = انگشتی
سبابه، انگشت شهادت، شاهد، شاخص، فهرست
( اسم ) دفتری که شمار. نامه های ثبت شد. در دفتر اندیکاتور را با شماره های آن نامه ها در آن ثبت کنند فهرست
ایندکس:
سبابه، انگشت شهادت، انگشتی (چاپ)
فهرست الفبایی نامها و موضوعها و عنوانها و غیره که معمولاً در آخر کتاب میآید. (فره)
عدد یا علامتی که در سمت چپ یا راست و در بالا یا پایین عضوی از یک مجموعه یا جملهای از دنباله نوشته میشود تا آن را از بقیة اعضا متمایز کند. (فره)
عددی که نسبت یا وضعیت یک شی ء ریاضی را در مقایسه با شی ء دیگر بیان کند. (فره)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس اندکست میل تو سوی وفا و لیک اندر جفا تکلیف بسیار میکنی
💡 چون امل بسیار و چون عمر اندکست گر بسی اندک شود کم چه شکست
💡 پیش ره مرا نتواندکسی گرفت خون دلم که از مژه ی خون فشان روم
💡 این پیش جانها اندکست این از هزار آیت یکست این بهر ارباب شکست از باغ معنی یک خشب
💡 بر اساس گزارش فوربس، گزارشهای تأیید نشدهای وجود دارد که وب سایتهای بزرگ مانند موتور جستجوی یاندکس، سانسور اسم پریگوژین و پیامهایی که تلاش میکند ارسال کند را آغاز کردهاند.
💡 بدان سروران گفت مهراج شاه چه سازم که بس اندکست این سپاه