اریکه. [ اَ ک َ ] ( ع اِ ) تخت که در خانه عروس یعنی حجله نهند. || هرچه که بر آن تکیه زنند و بنشینند از تخت و منصه و فراش. مسند. || تختی و سریری که بر آن حجله یا شامیانه باشد. ( غیاث از ابن حاج ). || تخت آراسته. ( مهذب الاسماء ) ( غیاث ). سریر.اورنگ. ج، اَرائِک. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). || اریکه جُرح؛ گوشت سرخ سالمی که از زیر جُرح پدید آید چون رو به بهبود گذارد. ( از منتهی الارب ). گوشت سرخ که در جراحت پیدا شود بعد از رفتن ریم.
اریکه. [ اُ رَ ک َ ] ( اِخ ) یکی از دو کوه ( ( اریکتان ) ). اصمعی گوید اریکه آبی است بنی کعب بن عبداﷲبن ابی بکر را قرب عفلان. و ابوزیاد گوید از آبهای بنی ابی بکربن کلاب است در مغرب حمی ضریه و نخستین موضع مصدق مدینه است. ( معجم البلدان ).
(اَ کِ ) [ ع. ] (اِ. ) تخت، سریر.
تخت، به ویژه تخت سلطنت.
سریر، سریرمزین وفاخر، تخت، تخت آراسته که بر آن بنشینند، تخت پادشاهی، اورنگ، ارائک جمع
( اسم ) تخت تخت آراسته تختی که در خان. عروس یعنی حجله نهند هر چه که بر آن تکیه زنند و بنشینند از تخت و منصه و فراش و بستر سریر اورنگ.
یکی از دو کوه اریکتان است
تخت، سریر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازهران خاریکه بروی جسته از خلقت نسیم در زمان ز ازهار لطفت شاخ عبهر خاسته
💡 آبسنگ نوار یا باریکهای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازههای دستساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده از آن است.
💡 تخت جمشید یا ارگ جمشید، اورنگ جمشید، اریکه جمشید یا عرش جمشید یک روایت داستانی ایرانی مربوط به دورهٔ باستان و ادبیات فارسی میانه است.
💡 ای که دادی دانهٔ انگور زهر آلودهاش کشت کن اکنون به گلزاریکه باشد بار گل
💡 وقتیکه حزب نازی آلمان بر اریکه قدرت تکیه زد، پرینگشایم را بهخاطر نسب یهودیاش تحت تعقیب و آزار قرار داد.
💡 سازمان ملل متحد فعالیتهای امدادرسانی به ساکنان باریکه غزه را به خاطر تمام شدن ذخیره سوخت خود متوقف کردهاست.بیبیسی