( آمیخته ) آمیخته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف / نف ) درهم کرده. مخلوط. ممزوج. مشوب. مختلط. ملبوک. آگسته. مدوف:
طلخی و شیرینیش آمیخته ست
کس نخورد نوش و شکر بآپیون.رودکی.- آمیخته تر بودن باکسی یا چیزی؛ سازگارتر، مألوف تر، مأنوس تر بودن با آن:
ای رفیقان سخن راست بگویم شنوید
طبع من باری، با شوّال آمیخته تر.فرخی.- آمیخته شدن؛ درهم شدن. اختلاط. ( زوزنی ). امتزاج. تمازج. التیاث. اِخلاص. تألف. تهویش. تأشّب. ارتباک. تهاوش. تهوش.
- آمیخته کردن؛ آمیختن.
- آمیخته ها؛ اضغاث.
آمیخته. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) جامه ای که جولایان پوشند.
( آمیخته ) درهم ریخته، درهم کرده، درهم شده، مخلوط.
( آمیخته ) ( اسم ) ۱ - درهم کرده مخلوط مزوج. ۲ - ( اسم ) جامه ای که جولاهان پوشند.
دو چیز که درهم شده باشند. مخلوط. آمیختهای از موسیقی ایرانی و فرنگی بود. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای محمّد از ما میباید ستد و بخلق میباید رسانید و در میانه راست باشی، «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ»، همه دست در دامن تو زده و تو بدل بکس التفات ناکرده، بظاهر با خلق آمیخته و بباطن از خلق مجرد و آزاد گشته، و لسان الحال بنعت التمکین یقول:
💡 اکثریت آذریها را مسلمانان شیعهمذهب تشکیل میدهد. بهطور کلی، جمعیت آذریها در ترکیه به خوبی با جامعه ترک آمیخته شدهاند. عمدتاً به دلیل نزدیکی فرهنگی و زبانی میان آذریها و ترکان آناتولی است. با این حال، تفاوتهایی در زمینههای مذهب، گویش ترکی و تاریخ میدارند.
💡 بعضی از نویسندگان اسلامی نیز با توجه به ریشه لغت «دجال» آن را منحصر به یک فرد به خصوص نمیدانند بلکه آن را عنوانی میدانند کلی برای افراد پرتزویر، حیلهگر و حقهباز که برای فریب مردم از هر وسیلهای استفاده میکنند. دجال شخصی است که حق را با باطل آمیخته و از حق برای راهبرد اهداف شیطانی خود استفاده میکند.
💡 گاهی شاعر از چند حس را با هم استفاده میکند. به عنوان مثال حقوقی حس رنگ و صدا را به این شکل با هم درآمیخته است:
💡 بلغارها قومی آمیخته از مردمان ترکتبار و ایرانیتبار (سکایی-سرمتی) بودند که در مسیر مهاجرت، اقوام دیگری را نیز در خود حل کرده بودند.
💡 از فخر رازی همچون اکثر متفکران و دانشمندان ایرانی اشعار اندکی به زبانهای فارسی و عربی بر جای مانده است. سرودههای فارسی او بسیار کم و بیشتر در قالب رباعی است. این رباعیها با اشعار کسانی چون ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام، ابن سینا و بابا افضل کاشانی به گونه ای در هم آمیخته است.