آن گونه

لغت نامه دهخدا

( آنگونه ) آنگونه. [ گو ن َ / ن ِ ] ( صفت + اسم ) بر آنگونه. بدانگونه. بدانسان. بر آنسان:
بدانگونه آن لشکر نامدار
بیامد روارو سوی کارزار.فردوسی.بدانگونه آن سنگ را برگرفت
کزو ماند لشکر سراسر شگفت.فردوسی.

فرهنگ معین

( آن گونه ) (نِ ) (ق مر. ) آن سان، آن وجه.

فرهنگ فارسی

( آنگونه ) آنسان آن وجه.

جمله سازی با آن گونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شده در عهد وی آن گونه غنا شامل خلق کاغنیا راست بر امصار دگر حمل زکات

💡 آن گونه که خود گفته‌است با گرایش به اندیشه‌های انقلابی و اسلامی همه نوشته‌های پیشین خود را از بین برد.

💡 «من آن گونه که تو به من فرمان بدهی خواهم بود، و از این پس سرنوشت من و بخت و اقبال من تو خواهی بود.»

💡 گشت می برنا و گیتی پیر و بس باشد دلیل آن گونه چون عقیق و این بگو نه چون زریر

💡 عدل تو هست بر آن گونه، که از هیبت او غول جز رهبری قافله کی یارد کرد؟

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز