لغت نامه دهخدا
اجمالی. [ اِ ] ( ص نسبی ) به اِجمال. مقابل تفصیلی: علم اجمالی.
اجمالی. [ اِ ] ( ص نسبی ) به اِجمال. مقابل تفصیلی: علم اجمالی.
( صفت ) ۱ - منسوب به اجمال ۲ - مختصر مجمل علم اجمالی. یا نظر اجمالی کردن. نظر کلی و عمومی کردن بطور خصه در چیزی یا کاری نظر کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقتصاد سوریه در دهه نود با بحرانهای فراوانی مواجه شد که میتوانست آینده این کشور را تحتالشعاع قرار دهد و در یک نگاه اجمالی میتوان آنها را سه بند اصلی خلاصه کرد.
💡 آزمایشهای مختلفی برای تشخیص رفتار غیرعادی در خورشیدگرفتگی انجام شدهاست. بعضی از مشاهدات نتایج مثبتی داشتهاند و بعضی هم هیچ اثر قابل توجهی ثبت نکردهاند. جدول زیر بررسی اجمالی آزمایشهای مختلف است.
💡 در پرتال جامع امامزادگان، اطلاعات اجمالی راجع به امامزادگان سراسر کشور، همراه با عکس قرار داده شده و برای ۱۳۰ بقعه نیز امکان زیارت از راه دور و مجازی فراهم است.
💡 الا، ای عشق سلطان وش، که اجمالی و تفصیلی تویی حکمت، تویی قدرت، تویی زیباتر از زیبا
💡 دیگر تألیفات کورنو در زمینه اقتصاد عبارتند از: کتاب «اصول نظریه ثروت» (سال ۱۸۶۳) و کتاب «مروری اجمالی بر نظریههای ریاضی» (سال۱۸۷۷).