آزادماهی

آزادماهی

لغت نامه دهخدا

( آزادماهی ) آزادماهی. ( اِ مرکب ) اَزادماهی. قسمی ماهی بزرگ و لذیذ و در دریای خزر بسیار باشد. و رجوع به اَزادماهی شود.
ازادماهی. [ اَ ] ( اِ مرکب ) آزادماهی. بزرگترین نوع ماهی فلس دار است که در دریای خزر باشد. روی بدن نوع تابستانی آن نقطه های سیاه دیده میشود. گوشت آن بسیار لذیذ است. درازای وی از یک گز تا یک گز و نیم و وزن آن بین سه تا بیست وشش کیلو باشد. ( مجموعه انجمن ایرانشناسی شماره 1 ص 116 ).

فرهنگ عمید

( آزادماهی ) = ماهی * ماهی آزاد

فرهنگ فارسی

( آزاد ماهی ) قسمی ماهی بزرگ و لذیذ که در دریای خزر زیاد باشد

دانشنامه عمومی

آزادماهی (رنگ). آزادماهی طیفی از رنگ های صورتی - نارنجی تا صورتی روشن است که از رنگ گوشت ماهی آزاد نام گذاری شده است.
نخستین استفاده ثبت شده از آزادماهی به عنوان نام رنگ در انگلیسی در سال ۱۷۷۶ بود.

ویکی واژه

(جانوری): ماهی، ماهی‌ آزاد.

جمله سازی با آزادماهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آزادماهی صورتی نر در هنگام تخم‌ریزی، گوژ بزرگی بر پشت خود درست می‌کند به همین دلیل آن را آزادماهی گوژپشت نیز می‌خوانند.

💡 مانند اکثر آزاد ماهیان کیفیت گوشت آن مطلوب و لذیذ است. امروزه آزادماهی دانوب کمتر یافت می‌شود.

💡 گوشت این ماهی نسبت به ماهیان دیگر، از امگا۳، پروتئین و ویتامین دی بیشتری برخوردار است. بر اساس گزارشی از نشریهٔ ساینس، آزادماهی می‌تواند حاوی مقادیری از دی اکسین باشد.

💡 در آشپزی ژاپنی به آزادماهی سگی، ساکه گفته می‌شود.

💡 آزادماهی‌های اطلس در اصل نیازی به زندگی در آب‌های شور ندارند و می‌توانند تمام زندگی را در آب‌های شیرین بگذرانند.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز