اباطیل

لغت نامه دهخدا

اباطیل. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ باطل. ترهات. لاطائلات. بسابس. صحاصح. خزعبیلات. بیهده ها. ناچیزها. چیزهای باطل.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ باطل، سخنان یاوه و بیهوده، چیزهای باطل.

فرهنگ عمید

= باطل

فرهنگ فارسی

جمع باطل
( اسم ) جمع: باطل چیزهای باطل ترهات بیهده ها.

ویکی واژه

جمع باطل؛ سخنان یاوه، بیهوده و بی‌ارزش، چیزهای باطل.
چیزهای نادرست و خلاف حقیقت و به درد نخور. اباطیل تعلق زبان‌آذری یا زبان آذرگشسپی دارد و ممکن است به اَ - بات - ایل قابل تجزیه باشد و مفهوم کلی به زبان‌معیار باستان یعنی مردم ملحد.

جمله سازی با اباطیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اباطیل شیطان بدان درج کرد احادیث حق را اگر ماج شد

💡 گفته شده یکی از یاران صابی او را هنگام نگارش آن کتاب دید، پرسید: به چه کار مشغولی؟ گفت: اباطیل انمقها و اکاذیب الفقها

💡 بوالحسن مزین گفت: به بادیه فرو شدم بی‌زاد و راحله چون به کنار حوضی رسیدم بنشستم و با خود گفتم بادیه بریدم بی‌زاد و راحله یکی رادیدم که بانگ بر من زد که ای حجام لاتمت نفسک بالاباطیل نگاه کردم کتانی رادیدم توبه کردم و به خدای بازگشتم.

💡 الفال و الزجر و الرّؤیا تعالیل و للمنجّم احکام اباطیل‌

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز