لغت نامه دهخدا
( آشوب طلبی ) آشوب طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) فتنه جوئی. انقلاب و شورش خواهی.
( آشوب طلبی ) آشوب طلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) فتنه جوئی. انقلاب و شورش خواهی.
( آشوب طلبی ) فتنه جویی هرج و مرج طلبی شورش خواهی.
/آشوب/طلَبی/
آشوبطلبی
وضع و حالت آشوبطلب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقتصاد سبز به صورت هر نظریه اقتصادی تعریف میشود که به موجب آن اقتصاد مولفه اکوسیستمی تصور میشود که در آن قرار دارد (بیاد بود لین مارگولیس). دیدگاه کلی نسبت به این موضوع یک نمونه بارز است، بهطوریکه ایدهها و نظریههای اقتصادی بسته به عقیده نظریهپرداز خاص با سایر موضوعها ترکیب میشود. طرفداران برابر طلبی زنان، پست مدرنیسم، نهضت بتو یا توراشناسی، جنبش صلح، سیاستها ی سبز، ساما ن ستیزی وآشوب طلبی سبزوجنبش جهانیسازی از این اصطلاح جهت توضیح نظریههای مختلف استفاده میکنند که همگی در تمامی اقتصادهای بد تعریف شده " اصلی " سطحی و ظاهری هستند.