فرهنگ معین
( آغازی ) ۱ - (ص نسب. )ابتدایی،بدوی. ۲ - ( اِ. ) جانور و گیاه تک یاخته.
( آغازی ) ۱ - (ص نسب. )ابتدایی،بدوی. ۲ - ( اِ. ) جانور و گیاه تک یاخته.
( آغازی ) ۱ - ( صفت ) منسوب به آغاز ابتدایی بدوی. ۲ - ( اسم ) جانور و گیاه تک یاخته جمع: آغازیان موجوداتی که دارای یک یاخته هستند
آغازی
{inchoative} [زبان شناسی] ← فعل آغازی
منسوب به آغاز. ابتدایی، بدوی. مقابل پایانی.
(جانوری): جانور و گیاه تک یاخته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کدخدازاده فعالیتهای سیاسی خود را در حزب نیروی سوم و بعد از آن در حزب سوسیالیست به رهبری مسعود حجازی و محمدعلی خنجی ادامه داد. او از پایه گذاران سازمان ورزشکاران این حزب به همراه غلامرضا تختی بود و در سالهای آغازین دهه چهل از مسوولین سازمان ورزشکاران جبهه ملی محسوب میشد.
💡 ابراهیم سرش را تکان داد و گفت: سری را که سال ها عصیان خدا کرده است، تازیانه زن. سپاهی، ابراهیم را بشناخت و بپوزش آغازید. ابراهیم گفت: آن سر که در خور پوزش بود. در بلخ جا نهاده ام.
💡 برای بیان کاری ادامهدار که دارای حالت فراروندی و بادنباله است و در گذشته آغازیده و پیوسته تا زمانی در آینده دنباله خواهد داشت، زمان آینده فرساخت پیوسته را به کار میبریم.
💡 بعدها نصیرالدین فرصت بیشتری مییابد و خطبه آغازین و دیباچه را با حذف جملات ستایشی محتشم قهستان بازنویسی میکند و بار دیگر از دارندگان نسخ قبلی میخواهد آنها را تغییر دهند. بعلاوه در متن کتاب نیز تغییراتی میدهد؛ مدحهای محتشم قهستان و مواردی که کلام به عقاید اسماعیلیان بوده را حذف میکند.
💡 آلبر ممی از همان سالهای آغازین تحصیل در پاریس با انجمنهای روشنفکری پاریس آشنا شد. نویسندگان مطرح آن دوره فرانسه، مانند ژان-پل سارتر و آلبر کامو خیلی زود توانایی نویسندگی آلبر ممی را کشف کردند به گونهای که آلبر کامو مقدمهای برای نخستین رمان آلبر ممی به نام مجسمه نمکی نوشت.
💡 ای مغنی نغمه سر کن چرا که جام بدور افتاد، نسیم وزید و قمری خواندن آغازید. نغمه سر کن و یاد دوست مرابخاطر آور و بر گوی که زندگانی بی او بر من گوار نیست.