آسودهدل به شخصی اطلاق میشود که از آرامش درونی، بیدغدغگی و فراغت بال برخوردار است. چنین فردی فاقد اضطراب و نگرانی بوده و در عوض، احساس آرامش و آسودگی خاطر را تجربه میکند. این مفهوم از ترکیب دو واژه آسوده و دل نشأت گرفته و بیانگر حالتی است که در آن، قلب و روان فرد فارغ از هرگونه تشویش و پریشانی است. در واقع، آسودهدل بودن صفتی است که به کسی نسبت داده میشود که قادر است با حفظ خونسردی و آرامش، بر موانع و چالشهای زندگی فائق آید. این افراد معمولاً دیدگاهی مثبت به مسائل داشته و توانایی مدیریت استرس و احساسات منفی خود را دارا میباشند. آرامش درونی، سنگ بنای این حالت روانی محسوب میشود. بنابراین، آسودهدل در معنای وسیعتر، به کسی اطلاق میشود که از نظر روانی در وضعیتی متعادل و باثبات قرار دارد و این ثبات، انعکاسی از حضور آرامش در دل و ذهن اوست. این واژه، تصویری از فردی آرام، متین و رها از بند دغدغههای بیهوده را در ذهن تداعی میکند.
آسودهدل
لغت نامه دهخدا
( آسوده دل ) آسوده دل. [ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) فارغ البال. بی دلواپسی. بی رنج. بی عذاب. غیرمضطرب:
کسی خسبد آسوده در زیر گل
که خسبند از او مردم آسوده دل.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ معین
( آسوده دل ) ( ~. دِ ) (ص مر. ) آسوده خاطر، فارغ البال، بی دلواپسی.
فرهنگ عمید
( آسوده دل ) آسوده خاطر، کسی که دلواپس و مضطرب نباشد: کسی خسبد آسوده در زیر گل / که خسبند از او مردم آسوده دل (سعدی۱: ۷۹ ).
فرهنگ فارسی
( آسوده دل ) ( صفت ) آسوده خاطر فارغ البال بی دلواپسی مقابل مضطرب.
فارغ البال
ویکی واژه
(مجاز): آسوده خاطر؛ فارغ البال، بیدلواپسی.
جمله سازی با آسودهدل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افسونگر عشق تو ندانم به چه حکمت سرمایهٔ آسودهدلی کرده الم را
💡 من که ز کشتن چنین گشتهام آسودهدل از طرف قاتل است، دعوی روز جزا
💡 از جلوهٔ حسنت که بری از همه عیب است آسودهدل آن است که در پردهٔ غیب است