بریزن

لغت نامه دهخدا

بریزن. [ ب َ زَ ] ( اِ ) بریجن. تنور کماج پزی. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به بریجن شود.
بریزن.[ ب ِ زَ ] ( اِ ) پرویزن، که به عربی غربال و هلهال گویند. || ترشی پالا. || تابه که از گل ساخته باشند و بر بالای آن نان پزند. ( برهان ).

فرهنگ معین

(بَ زَ ) ( اِ. ) غربال، غربیل.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تاب. گلین یا سفالین که روی آن نان پزند اجاق تنور بریزن برزن.

دانشنامه عمومی

بریزن ( به آلمانی: Breesen ) یک شهر در آلمان است که در مکلنبورگیشه زنپلاته واقع شده است. بریزن ۵۸۴ نفر جمعیت دارد.
بریزن (مارک). بریزن ( به آلمانی: Briesen ) یک شهر در آلمان است که در اودر - اشپری واقع شده است. بریزن ۲٬۸۷۰ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

غربال، غربیل.

جمله سازی با بریزن

💡 گر در گلوی خامه بریزند آب خضر مکتوب اشتیاق به پایان نمی برد

💡 در سال ۹۶۵ هجری شاه طهماسب صفوی، در چهار طرف مرقد ضریحی آجری آراسته به کاشی‌های هفت رنگ و کتیبه‌های معرق بنا نمود و در اطراف آن منافذی باز بود تا هم مرقد دیده شود و هم زائران نذورات خود را داخل ضریح بریزند.

💡 میشل عون رهبر مخالفان مسیحی و رئیس جریان آزاد ملی لبنان امروز چهارشنبه از تمامی لبنانی‌ها خواست با هدف تشکیل دولت وحدت ملی در این کشور به خیابان‌ها بریزند. خبرگزاری فارس

💡 وصل من این بس که خون من بریزند و ز خون نقش من با نقش آن صورتگران یکجا کشند

💡 کنگره می‌تواند زمان تعیین انتخاب کنندگان و روزی را که آنان باید آرای خود را به صندوق بریزند؛ معین نماید. این روز باید در سراسر ایالات متحده یک روز واحد باشد.

💡 بِمُرد گلشن و کافور ریخت ابر از برف که ناگزیر بریزند مرده را کافور

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز