برگرفت. [ ب َگ ِ رِ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) مرخم برگرفتن.
- برگرفت و نهاد؛ خفض و رفع. برداشت و گذاشت. به مجاز، فیصله دادن کارها و جابجا کردن چیزها: شبانگاه بزاز چون از ستد و داد و برگرفت و نهاد فارغ شد، به خانه بازآمد. ( سندبادنامه ص 240 ).
مرخم برگرفتن برگرفت و نهاد.
{dump, storage snapshot} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نسخه برداری از محتویات حافظۀ رایانه در یک رسانۀ خارجی مثل چاپگر یا دیسک (disk )
نسخهبرداری از محتویات حافظۀ رایانه در یک رسانۀ خارجی مثل چاپگر یا دیسک (disk).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر کز دست میرود سرم ای دوست دست گیر
💡 در چمن رفتم که نرگس چینم از پهلوی گل چشم نتوانستم از روهای زیبا برگرفت
💡 دل خود نماند در دو جهان سیف از آنکه یار رسم دل از میانه بیکبار برگرفت
💡 نام این ربات برگرفته از نام ایکزن اسیموف گرفته شدهاست
💡 گفتمش گویم غم خود چون بدیدم دم نماند زانکه حیرت از لب خسرو زبان را برگرفت
💡 من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیک زبان لطف توام باز در گمان انداخت