برد باقیمانده
مترادفها
باقیمانده، مابقی
فرهنگستان زبان و ادب
{residual range} [فیزیک] مسافتی که در طول آن ذرۀ باردار پس از افت انرژی همچنان قادر به یونیده کردن محیط گذار است
ویکی واژه
مسافتی که در طول آن ذرۀ باردار پس از افت انرژی همچنان قادر به یونیده کردن محیط گذار است.
جمله سازی با برد باقیمانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نسخهٔ دوم هر دوی راهبردهای اکیداً و ضعیفانه مغلوب را حذف میکنیم. در انتهای فرایند اگر برای هر دو بازیکن یک راهبرد باقیمانده باشد، این مجموعه راهبردها نیز یک تعادل نش است. ولی برخلاف حالت قبل ممکن است تنها نقطهٔ تعادل نش نباشد و با حذف استراتژیهای ضعیفانه مغلوب، سایر تعادلهای نش حذف شده باشند.
💡 پس از اتمام سوخت اولیه، برد باقیمانده از دستگاه ارتباطی برای انتقال سیگنالهای ضعیف در مناطق دورافتاده بسیار محدود و برای کاربران ناچیز خواهد بود.
💡 در آزمایشهای مربوط به باتریهای جدید، مهندسان سعی میکنند تا برد باقیمانده از انرژی را در شرایط دمایی بسیار پایین به حداکثر میزان ممکن برسانند.
💡 با کاهش مداوم سطح سوخت در هواپیما، برد باقیمانده برای رسیدن به مقصد بدون توقف در مسیرهای بسیار طولانی بینالمللی به شدت کاهش مییابد.