بحمدالله

فرهنگ معین

(بِ حَ دِ لْ لا ) [ ع. ] (شب جم. ) سپاس خدای را، ستایش خدای را.، ~والمنة سپاس خدای را و منت از او.

فرهنگ عمید

کلمه ای که در مقام شکرگزاری گویند، به ستایش خدا، شکر خدا را، سپاس خدای را.

فرهنگ فارسی

( جمله بستایش خدای سپاس خدایرا ستایش خدایرا یزدان ار سپاس: (( کثرت شوکت مواکب حضرت خلافت بحمدالله در عرصه بساط غبرائ شایعاست. ) ) بحمدالله والمنه. سپاس خدایرا ومنت ازو: (( گرم صد لشکر از خوبان بقصد دل کمین سازند بحمدالله والمنه بتی لشکریان شکن دارم. ) ) ( حافظا )
بشکر خداوند در موقع شکر استعمال میشود.

ویکی واژه

سپاس خدای را، ستایش خدای را.؛ ~والمنة سپاس خدای را و منت از او.

جمله سازی با بحمدالله

💡 اندر آنحالت که در روضه فرستادی سلام سرخ رخ بودی بحمدالله بنزد مصطفی

💡 من درویش رسوای جهان گشتم بحمدالله چه شبهه، عشق و درویشی بسی پنهان نمی‌ماند

💡 بحمدالله که باز از عدل یعقوبی جهان پر شد بنای خطبه ی شاهی بنام بایسنغر شد

💡 بحمدالله، این موضع پرصفا را بخیر آمد انجام از لطف ایزد

💡 بروزگار شدی یار من، بحمدالله دگر چه کار کند روزگار بهتر ازین؟

💡 بحمدالله فراغت داری از من که یک جامت به صد جان خوش تر آمد

ستارگان یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
ستی فاطمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز