این واژه که مرکب از «ب + حساب» است، به معنای «در شمار» و «در محاسبه» به کار میرود و در متون قدیمی پزشکی و علمی نیز مشاهده شده است. این واژه در اصل اشاره به عملی دارد که چیزی یا کسی را در شمارش یا محاسبه منظور میکند و به نوعی ارزش یا اهمیت آن را در نظر میگیرد. به عبارت دیگر، وقتی گفته میشود چیزی «بحساب آمد»، منظور این است که آن مورد در شمارش یا محاسبه لحاظ شده است.
همچنین فعل «بحساب آوردن» به معنای «در شمار گرفتن» یا «در محاسبه نظر داشتن» است. یعنی وقتی فرد یا چیزی را بحساب میآورند، به صورت رسمی و دقیق، آن را در شمارش یا اندازهگیری لحاظ میکنند و برای تصمیمگیری یا ارزیابی، ارزش یا تأثیر آن را در نظر میگیرند. این مفهوم در متون علمی و ادبی قدیم، کاربردی مشابه اصطلاحات «محاسبه کردن» یا «در نظر گرفتن» دارد.
به علاوه، کاربرد مجازی این واژه به معنای «گرفتن»، «تخمین زدن» و «تقدیر کردن» نیز وجود دارد. به این ترتیب، استفاده از «بحساب» صرفاً محدود به محاسبه عددی نیست، بلکه در موقعیتهای دیگر، برای برآورد ارزش، اهمیت یا نتیجه یک امر نیز به کار میرود. این مفهوم نشان میدهد که واژه از یک بعد فنی و محاسباتی، به بعد ارزشی و تقدیری نیز توسعه یافته است.