باقیات. ( ع ص، اِ ) ج ِ باقیة. بازمانده ها. ( آنندراج ). رجوع به باقیة شود.
- باقیات الصالحات؛ هر عمل نیک و صالح که ثواب آن باقی بماند. ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). عملهای صالح. همه کردارهای نیکی که در این جهان از کسی صادر میشود. ( ناظم الاطباء ). عمل صالح ( آنندراج ) ( منتهی الارب ):
باقیات الصالحات آمد کریم
رسته از صد آفت و اخطا و بیم.مولوی.|| سبحان اﷲ والحمد و لااله الااﷲ واﷲ اکبر، و نمازهای پنجگانه. ( از تاج العروس ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). صلوات خمس. ( آنندراج ).
[ ع. ] (ص. اِ. ) جِ باقیه.، ~ صالحات عمل های نیک، کارهای نیکو.
= باقی
* باقیاتِ صالحات: کارهای خوب و آثار خوب که از انسان باقی بماند.
جمع باقیه
( صفت اسم ) جمع باقیه. یا باقیات صالحات. عملهای صالح کارهای نیکو اعمالی که ثواب اخروی نصیب شخص کند.
جِ باقیه.؛ ~ صالحات عملهای نیک، کارهای نیکو.
💡 بیا ساقیا با میان آر جامی چه ماندهست از باقیات شبانه
💡 ای عجب گویم دگر باقیات این خبر نی خمش کردم تو گوی مطرب شیرین زبان
💡 و از شرف نماز است که ربّ العالمین صد و دو جایگه در قرآن ذکر آن کرده، و آن را سیزده نام نهاده: صلاة، و قنوت، و قرآن، و تسبیح، و کتاب، و ذکر، و رکوع، و سجود، و حمد، و استغفار، و تکبیر، و حسنات، و باقیات.
💡 هرکرا دیده بصیرت بنور الهی منورست او را گذاشتن جاه و مال فانی مصور است. باقیات صالحات که دستگیر و فریادرس مومن است اعمال صالحه بدنی است و خیرات باقیه مالی. خواجه علیهالسلام فرمود «اذامات الانسان انقطع عمله الا عن ثلث: صدقه جاریه او علم ینتفع به او ولد صالح یدعو له بالخیر».
💡 قاسم شد از شراب ازل مست «لم یزل » «هل من مزید» می زند از بهر باقیات