بازده
مترادفها
سود، حاصل، بازگشت
متضادها
زیان، هزینه
لغت نامه دهخدا
بازده. [ دِه ْ ] ( اِ مرکب ) مقدار درآمد و نتیجه و بهره ای که از زمین مزروع یا کارخانه ای حاصل شود. || مقدار کاری که از یک دستگاه فنی گرفته میشود. ضریب انتفاع.
فرهنگ معین
(دِ ) (اِمر. ) نتیجة کار، راندمان.
فرهنگ عمید
۱. (فیزیک ) نتیجۀ کار یک دستگاه به نسبت مقدار انرژی که در آن مصرف می شود.
۲. مقدار محصولی که انسان یا ماشین در مدت معین تولید می کند، راندمان.
فرهنگ فارسی
مقدار در آمد و که از زمین مزروع بدست اید
فرهنگستان زبان و ادب
{efficiency} [فیزیک] نسبت کار انجام شده یا انرژی تولیدشده در هر ماشین به انرژی اولیه ای که به این منظور مصرف شده باشد
ویکی واژه
نتیجة کار، راندمان.
جمله سازی با بازده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرفته شد همیشه برقرار نیست و محدودیتی دارد که به آن باید توجه کرد، نظر به اینکه بازده کوانتومی، خود به طول موج
💡 ای لک لک و سالار ده آخر جوابی بازده در قعر رفتی یا شدی بر آسمان بر آسمان
💡 نقلست که جریری مجلس میداشت جوانی برخاست وگفت: دلم گم شده است دعا کن تا بازدهد جریری گفت: ما همه درین مصیبتایم.
💡 ج) جهت تضمین بازدهی مناسب سهام شرکتهای مشمول واگذاری اصلاحات لازم در خصوص بازار، قیمتگذاری محصولات و مدیریت مناسب براساس قانون تجارت انجام گردد.
💡 در سال ۲۰۱۳، سود خالص این بانک ۵.۶ میلیون منات بود. بازده سرمایه برای سال ۲۰۱۳ معادل ۱۹.۴ درصد محاسبه شد.
💡 این دسته از واکنشها به دلیل شرایط کنترل شدهای که دارند، دارای بازده بیشتری هستند. به عنوان مثال تولید برق از روش سلولهای سوختی، بازده را حدوداً سه برابر بیشتر از روش تولید برق به صورت غیرمستقیم میکند.