فرهنگ معین
( ~. ) (حامص. اِ. ) ۱ - توانایی نتیجه و محصول دادن. ۲ - بازده (فیزیک ).
( ~. ) (حامص. اِ. ) ۱ - توانایی نتیجه و محصول دادن. ۲ - بازده (فیزیک ).
توانایی نتیجه و محصول دادن.
بازده (فیزیک)
💡 دیده چون خفت که تا خواب بدش باید دید دیده بد کرد جوابش به بتر بازدهید
💡 خط به خون باز همی داد طبیب از پی جان جان برون شد چه جواب است خوش ار بازدهید
💡 نسبت تعداد جفت الکترون - حفرههای تولید شده توسط آشکارساز، به تعداد فوتونهای تابشی بر ناحیه حساس به نور آن، بازدهی کوانتومی
💡 آلیاژ ۶۰۶۳ دارای نرخ اسکترود پذیری بالاتری هستند که امکان تولید اشکال خیلی پیچیده را ایجاد میکنند. اکسترود پذیری عامل بسیار مهمی است که با بالاترین سرعت اکستروژن تعیین میشود و بر هزینهها و بازدهی فرایند اکستروژن تأثیر دارد.
💡 این نگره کاربردهای بسیاری در گستردههای گوناگون دانش همچون پیشرفت آموزشی، کارکرد شغلی، بازدهی کارگران، رضایت شغلی، موفقیتهای ورزشی، نابهنجاریها، بزهکاریها و مانند آنها داشتهاست.
💡 گفت: چون شما در آمدید دانستم که گرسنه اید. گفتم دو گرده در پیش دو بزرگ چون نهم؟ چون سائل به درآمد ورا دادم و حق تعالی را گفتم الهی تو گفته ای که یکی را ده باز دهم، و در این به یقین بودم. اکنون دو گرده برای رضای تو بدادم تا بیست بازدهی برای ایشان. چون گرده هژده آوردند بدانستم که از تصرفی خالی نیست یا از آن من نیست.