باده پیما

لغت نامه دهخدا

باده پیما. [ دَ / دِ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) شراب خوار و شرابخواره. ( شرفنامه منیری ). شراب خواره را گویند. ( هفت قلزم ). باده خوار. ( آنندراج ). پیماینده شراب را گویند. شرابخوار. ( شعوری ج 1 ورق 150 ). || اندازه کننده باده و شراب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. پِ )(ص فا. )شرابخوار،می خوار.

فرهنگ عمید

۱. باده خوار، باده نوش: چو با حبیب نشینی و باده پیمایی / به یاد دار محبان باده پیما را (حافظ: ۲۴ حاشیه ).
۲. کسی که بسیار باده بخورد.

فرهنگ فارسی

شراب خوار
باده پیمای: باده وار، باده نوش

ویکی واژه

شرابخوار، می‌خوار.

جمله سازی با باده پیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به افغان دل آزرده دارد باده پیمایی شکست شیشه رامشگر بود بزم شرابش را

💡 با حریفان چون نشینی در چمن باده پیمایی ببویی نسترن

💡 باده پیماست هر زمان با غیر نتوان گفت یار یار من است

💡 ساقیا دردسری می دهدم رنج خمار باده پیما که به یک جرعه بسازیم علاج

💡 نه به کفرم سری نه با ایمان نه به تقوی، نه باده پیمایی

💡 تو و خلوتگه احباب علیرغم عدو باده پیمای نزاری دگران بر بادند

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز