باد دادن
باد دادِن کنایه از داشتن مشکل اخلاقی؛ پایدار نبودن به فرائض اخلاقی
معنی: جامه های پشمینه و موئینه را بمعرض هوای آزاد گستردن تا بیدها بمیرد و غله ٔ تر را برای منع از کپک زدن و خشکیدن و زوال رطوبت
- باد دادن خرمن و جز آن؛ با افشاندن کاه را از گندم و جو جدا کردن، پیش زدن، پاتی کردن، نَسْف
- پنبه ٔ لحاف کهنه باد دادن؛ کنایه از به پدران مرده ٔ خود افتخار کردن
انگلیسی: weather, winnow, wind
مرتبط: در معرض هوا گذاشتن، تحمل یا برگزار کردن، غربال کردن، پاک کردن، بوجاری کردن، باد افشان کردن، افشاندن
مترادفها
دمیدن، پف دادن
متضادها
خالی کردن
لغت نامه دهخدا
باد دادن. [ دا دَ ] ( مص مرکب ) جامه های پشمینه و موئینه را بمعرض هوای آزاد گستردن تا بیدها بمیرد و غله تر را برای منع از کپک زدن و خشکیدن و زوال رطوبت. رجوع به باد خوردن شود.
- باد دادن خرمن و جز آن؛ با افشاندن کاه را از گندم و جو جدا کردن. پیش زدن. پاتی کردن. نَسْف.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. ) ۱ - از دست دادن، از دست رفتن. ۲ - در معرض باد گذاشتن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - در معرض باد گذاشتن: پس از کوبیدن خرمن را باد میدهند. ۲ - نیست و نابود کردن از دست دادن تلف کردن از کف دادن امری یا چیزی را بدون اخذ نتیجه.
ویکی واژه
از دست دادن، از دست رفتن.
در معرض باد گذاشتن.
جمله سازی با باد دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه فرخ شد نهاد نو نهادن ره و رسم کهن بر باد دادن
💡 او برای اینکه بفهمد آیا کلاه جدیدش اندازه است یا خیر، شروع به باد دادن به آن کرد تا فشردهتر و کوچکتر شود.
💡 برخی افراد با استفاده از مهارتهای کلامی خود، سعی در باد دادن بیش از حد تواناییهایشان دارند تا در نگاه دیگران بزرگ جلوه کنند.
💡 باد دادن به آتش برای روشنتر شدن آن در هوای سرد زمستان، یکی از روشهای قدیمی و سنتی برای گرم کردن محیط است.