فرهنگ معین
(بُ ) [ ع. ] ( اِ. ) ۱ - تنگی، سختی. ۲ - فشار.، نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.
(بُ ) [ ع. ] ( اِ. ) ۱ - تنگی، سختی. ۲ - فشار.، نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.
سختی، مصیبت، دشواری.
تنگی، سختی.
فشار.؛ نعم و ~نرمی و درشتی، سستی و سختی، ناز و تنگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سل الطارم العالی الذّری عن قطینه نجا ما نجا من بؤس عیش و لینه
💡 نبود عروس ملک سزای کنار و بوس بؤساً لک ار کنار نگیری ازین عروس
💡 وعدة فردوس و قصر حور دانی بهر چیست؟ تا خدا را دوست دارد مرد در ضرّاء و بؤس
💡 بشرط الغوث فی هذالبؤس و العون علی المطعوم و الملبوس اعینوا اعان الله علیکم و احسنوا کما احسن الله الیکم
💡 وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا ای صادوا فی السّبت و خالفوا امر اللَّه، بِعَذابٍ بَئِیسٍ: شدید. مدنی و شامی بیس بوزن بیر خوانند. ابن عامر بئیس مهموز خواند. ابو بکر بئیس بر وزن فیعل خواند. باقی بئیس بر وزن فعیل، یقال بؤس یبؤس بأسا، اذا اشتدّ، و البأس الشدة. بِعَذابٍ بَئِیسٍ ای وجیع شدید، و هو أنهم صاروا قردة.
💡 فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا قیل: هذه الآیة نزلت فی ابی جهل. و قیل: فی ابی حذیفة بن المغیرة و قیل عامّ فی جمیع الکفّار، و المعنی من عادة هؤلاء الکفّار انه اذا مسّهم ضرّ بؤس و شدّة و مرض اخلصوا الدعاء لا یرون لکشفه غیرنا.