ایدئولوژی به مجموعهای از باورها، ارزشها، نظریهها و ایدهها گفته میشود که یک فرد، گروه یا جامعه را در زمینههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هدایت میکند. این واژه به تفکرات و سیستمهای فکری اشاره دارد که رفتارها، سیاستها و تصمیمگیریها را شکل میدهند.
ایدئولوژیها میتوانند به دستههای مختلف تقسیم شوند، از جمله:
سیاسی: مانند لیبرالیسم، سوسیالیسم، فاشیسم و کمونیسم.
اجتماعی: مانند فمینیسم، محیطزیستگرایی و نژادپرستی.
دینی: مانند اسلام، مسیحیت و هندوئیسم.
ایدئولوژیها نقش مهمی در شکلدهی به هویتهای فردی و جمعی دارند و میتوانند بر رفتارها، ارزشها و تصمیمات افراد تأثیر بگذارند. آنها میتوانند به عنوان راهنمایی برای عمل اجتماعی و سیاسی عمل کنند و به افراد کمک کنند تا درک بهتری از جهان پیرامون خود داشته باشند.
(دِ ئُ لُ ) [ فر. ] (اِ. ) انواع و اقسام سیستم های فکری و فلسفی و منجمله مذهب که به نو عی در تعیین خط مشی، عمل یا موضع گیری معتقدان به آن ها در مسایل سیاسی - اجتماعی مؤثر باشد.
۱. = جهان بینی
۲. (سیاسی ) مرام یا مسلک سیاسی یا اجتماعی.
( اسم ) ۱ - دانش اندیشه ها علم افکار. ۲ - مجموع. افکار متعلق بیک دسته یک عصر و دوره. ۳ - عقیدهای که هدف و آرمانی را با بیانی تحسین و تعریف کند که در مقابل آن دفاع نتوانند کرد.
{ideology} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] مجموعۀ سامانمند باورها و اندیشه های ثابت سیاسی و اجتماعی برای تبیین یا تغییر وضع موجود و تجویز رفتار اجتماعی خاص متـ. مرام
[ویکی فقه] آرمان ایدئولوژی) Ideology (از دو کلمه «ایده» به معنای فکر و نظر و «لوژی» به معنای شناختن ترکیب یافته است.
در اصطلاح عبارت است از دسته ای از آرای کلی و هماهنگ درباره رفتارهای انسان. بنابر این تعریف، نظام کلی احکام عملی - که در اصطلاح مذهبی «فروع دین» نام دارد- ایدئولوژی خوانده می شود.
تفاوت جهان بینی با ایدئولوژی
ایدئولوژی بر جهان بینی استوار است. جهان بینی عبارت از نظر درباره جهان است آن چنان که هست؛ اما ایدئولوژی نظر درباره انسان است آن چنان که باید باشد. انسان برای نیل به سعادت نیازمند برنامه ای جامع، هماهنگ و منسجم است. عقل بشر این نیاز را برنمی آورد هر چند شرط لازم آن است.
اهمیت ایدئولوژی برای سعادت انسان
آنچه انسان را یاری می دهد تا به کمال انسانی خویش دست یازد، بایدها و نبایدهایش را نشان دهد و مسئولیت ها و تکلیف های او را باز شناساند، ایدئولوژی جامع، جاودان و پایدار است. این ایدئولوژی، در آیین اسلام، همان شریعت است. گاه آدمی به خطا می لغزد و به ایدئولوژی های مادی می گراید؛ اما این ایدئولوژی به سعادت نمی انجامد. آفریدگار هستی همواره با ارسال رسل و انزال کتب آسمانی، ایدئولوژی توحیدی را به انسان رسانیده و او را راه نموده است. بنابر آموزه های اسلامی، نمی توان ایدئولوژی را به زور پذیرفت و امید بر بقا و دوام آن داشت. از این رو، ایمان و علاقه درونی در پذیرفتن ایدئولوژی نقشی بنیادی دارد.
انواع و اقسام سیستمهای فکری و فلسفی و منجمله مذهب که به نو عی در تعیین خط مشی، عمل یا موضع گیری معتقدان به آنها در مسایل سیاسی - اجتماعی مؤثر باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعریف آکادمیک از اسلام رادیکال از دو قسمت تشکیل شدهاست. قسمت اول بیان میکند که: تفکر اسلامی تمام ایدئولوژیهای دیگر به غیر از اسلام، چه با غرب (سرمایهداری) و چه با شرق (کمونیسم یا سوسیالیسم) همراه باشد، شکست خوردهاند و ورشکستگی خود را نشان دادهاند.
💡 نقش عربستان در طول سی سال گذشته در گستره جغرافیایی افغانستان بیشتر ایدئولوژیک بوده و دولت ریاض در میانجیگری، فشار بر طالبان، کمک اقتصادی به دولت و مردم افغانستان و… تلاش گستردهای نکردهاست.
💡 سیاست خارجی مدرن چین تا حد زیادی برگرفته از نظریات نخستوزیر سابق چوئن لای است که به «پنج اصل همزیستی مسالمتآمیز» و «هماهنگی بدون همسانی» شهرت دارد و برقراری روابط دیپلماتیک بین کشورهایی با ایدئولوژیهای متفاوت را تشویق میکند. همین سیاست موجب شده تا چین از دولتهایی که از نظر دولتهای غربی خطرناک یا سرکوبگر محسوب میشوند همچون زیمبابوه، کره شمالی و ایران حمایت کند. چین همچنین روابط اقتصادی و نظامی نزدیکی با روسیه دارد و دو کشور معمولاً در شورای امنیت رأی مشابهی میدهند.
💡 آقاتهرانی در سال ۱۳۵۳ وارد مدرسه حقانی شد که در آن زمان بهطور شورایی و تحت نظارت قدوسی، سید محمد بهشتی، محمدتقی مصباح یزدی و احمد جنتی اداره میشد. در سال چهارم طلبگی، به دلیل اختلاف نظر در مورد بعضی از مبانی ایدئولوژیک و سیاسی از مدرسه حقانی بیرون آمد و از طلاب فعال مؤسسه در راه حق (زیر نظر مصباح یزدی) گردید.
💡 ال موندو خط تحریریه خود را لیبرال تعریف کردهاست. معمولاً از طیف ناسیونالیسم چپ انتقاد میکند. ایدئولوژی کنونی آن راست میانه سکولار است. در میان ستون نویسان آن ناهمگونی و التقاط قابل توجهی وجود دارد که بعضاً آشکارا به سیاست تحریریه انتقاد میکنند. بهکارگیری این سیاست هنگامیکه فیلیپه گونزالس ساقط شد تعیینکننده بود.