بازدرویدن

لغت نامه دهخدا

بازدرویدن. [ دَ رَ دَ ] ( مص مرکب ) درودن. درویدن. دوباره درو کردن. دیگر بار درویدن کشته را:
کآرد دو سه تخم را به آغاز
چون کشته رسیدبدرود باز.نظامی.و رجوع به درویدن شود.

قرمساق یعنی چه؟
قرمساق یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز