اولس

لغت نامه دهخدا

اولس. [ ل َ ] ( اِ ) اولاس. چهار گونه از این درخت در جنگلهای ایران دیده شده که نام دو گونه آن یکی مِمرز و دیگری لِوراست. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 2 شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) درختی از تیر. غان ها که دو گونه از آن بنامهای ممرز و لور در جنگلهای شمالی ایران موجود است الس اولاس فق فق شرم چیت.

دانشنامه عمومی

اولس ( به لهستانی: Auls ) یک روستا در لهستان است که در گمینا کوژنگتسا واقع شده است.

جمله سازی با اولس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درمان و پیشگیری حالتهای خفیف تا متوسط کولیت اولسروز و کرون.

💡 سیمرغ گردون آشیان در تاخت از زاولستان گفتی که زال است آن زمان پرش به اخگر سوخته

💡 امروز از او رسید به زاولستان نفیر فردا رسیده گیر به هندوستان نفر

💡 ‫بر شوکت و تبار تو بادا سلام من‬ ‫سلام اولسون شوْکتوْزه ائلوْزه !‬

💡 نسل دوّمکایا اسکودلاریولیزا بک‌ولمرویل لوکباجک اوکانللوک پاسکالینواُلی باربیریلیلی لاولسکاترین پرسکاتمگان پرسکات

💡 مصرف این دارو برای مواردی همچون اولستر حاد معده و اثنی عشر ممنوع است.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز