انقسام. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) بخش بخش شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بخشیده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). حصه حصه شدن و بخش بخش شدن. ( غیاث اللغات ). بخشیده گشتن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ) توزیع و تقسیم و بخش بخش شدگی. ( ناظم الاطباء ).
(اِ قِ ) [ ع. ] (مص ل. ) بخش شدن، بخش پذیرفتن.
منقسم شدن، قسمت شدن، بخش بخش شدن.
منقسم شدن، قسمت شدن، بخش بخش شدن
۱ - ( مصدر ) منقسم شدن بخش شدن بخش پذیرفتن بخش بخش شدن. ۲ - ( اسم ) بخش پذیری. جمع: انقسامات.
بخش شدن، بخش پذیرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بههر صفت که برآیی برآی و شرقی باش وگرنه دیو به صد قسمت انقسام دهد
💡 داور محشر که تا ذاتش نگردد ملتفت بر خلایق جنت و دوزخ نیابد انقسام
💡 به وحدت ازلی انقسام نپذیرد به عزت ابدی نیست شبه هر اشکال
💡 تا نباشد چاره هرگز بعد را از اتصال تا نباشد چاره هرگز جسم را از انقسام
💡 چیست عاقل را فضیلت جمع گوهرهای فضل نیست جز غافل چو یابد آن گهرها انقسام