انقسام

لغت نامه دهخدا

انقسام. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) بخش بخش شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بخشیده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). حصه حصه شدن و بخش بخش شدن. ( غیاث اللغات ). بخشیده گشتن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ) توزیع و تقسیم و بخش بخش شدگی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(اِ قِ ) [ ع. ] (مص ل. ) بخش شدن، بخش پذیرفتن.

فرهنگ عمید

منقسم شدن، قسمت شدن، بخش بخش شدن.

فرهنگ فارسی

منقسم شدن، قسمت شدن، بخش بخش شدن
۱ - ( مصدر ) منقسم شدن بخش شدن بخش پذیرفتن بخش بخش شدن. ۲ - ( اسم ) بخش پذیری. جمع: انقسامات.

ویکی واژه

بخش شدن، بخش پذیرفتن.

جمله سازی با انقسام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌هر صفت که برآیی برآی و شرقی باش وگرنه دیو به صد قسمت انقسام دهد

💡 داور محشر که تا ذاتش نگردد ملتفت بر خلایق جنت و دوزخ نیابد انقسام

💡 به وحدت ازلی انقسام نپذیرد به عزت ابدی نیست شبه هر اشکال

💡 تا نباشد چاره هرگز بعد را از اتصال تا نباشد چاره هرگز جسم را از انقسام

💡 چیست عاقل را فضیلت جمع گوهرهای فضل نیست جز غافل چو یابد آن گهرها انقسام

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز