لغت نامه دهخدا
انتخابی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) اختیارشده و برگزیده. ( ناظم الاطباء ).
انتخابی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) اختیارشده و برگزیده. ( ناظم الاطباء ).
اختیار شده و برگزیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقطهای چند از شرار کاغذم کردهست داغ بیتکلف انتخابی داشت دفتر سوختن
💡 در دفاتر کونین فرد انتخابی تو بل توئی دو گیتی را هم بنا و هم بانی
💡 در سراپای تو یک مو بیادای حسن نیست پای تا سر در نکویی انتخابی، انتخاب
💡 از ۹ مه ۲۰۲۳ انور ع. الحجازی مدیر انتخابی و مدیر عامل اجرایی شرکت است.
💡 مُهلتی بایَد کاندیشم و زان پس بکنم انتخابی که ببندد دهنِ بدگو را
💡 نسخهٔ اسباب از مضمون دل بستن تهی است انتخابی بود نومیدی کزین اجزا زدیم