لغت نامه دهخدا
پیاله دست. [ ل َ / ل ِ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه پیاله شراب در دست داشته باشد. ( آنندراج ):
از باده عشق مست میباش
وز داغ پیاله دست میباش.؟ ( از آنندراج ).
پیاله دست. [ ل َ / ل ِ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه پیاله شراب در دست داشته باشد. ( آنندراج ):
از باده عشق مست میباش
وز داغ پیاله دست میباش.؟ ( از آنندراج ).
آن که پیالۀ شراب در دست دارد، پیاله به دست: از بادۀ عشق، مست می باش / وز داغ، پیاله دست می باش (؟: لغت نامه: پیاله دست ).
( صفت اسم ) آنکه پیاله ( شراب ) در دست دارد پیاله بدست: ازباد. عشق مست میباش. وز داغ پیاله دست میباش. ( آنند. لغ. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معشوق ساقی است مزن بر پیاله دست یوسف نموده رخ بصر از توتیا متاب