لغت نامه دهخدا
انتخاباتی. [ اِ ت ِ ] ( از ع،ص نسبی ) منسوب به انتخابات: فعالیتهای انتخاباتی.
انتخاباتی. [ اِ ت ِ ] ( از ع،ص نسبی ) منسوب به انتخابات: فعالیتهای انتخاباتی.
منسوب به انتخابات
💡 در پی لغو قانون حمایت از خانواده، پروانه فروهر از اندک فعالان سیاسی مطرح ایران بود که با نوشتن مقالاتی به اعتراض به آن پرداخت. ۱۳۵۸، پروانه فروهر تنها همسر یک وزیر دولت ایران بود که حجاب نداشت. او در آن سال نامزد انتخابات مجلس شورای ملی شد. در آغاز ۱۳۵۹ و در پی اعتراض به تقلب در انتخابات، پروانه فروهر و حزب ملت ایران، دور دوم انتخابات را تحریم کردند و دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکردند.
💡 پیش از انتخاب مجلس مؤسسان در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱ حزب کمپین انتخاباتی پر هزینه را برگزار کرد، به ویژه از کلاس پایینتر، با هدایای تبلیغاتی، وعدههای غذایی برای پایان مهمانیهای ماه رمضان و حوادث حمایتی رایدهندگان بالقوه را به طور گسترده بسیج داد؛ بنابراین این حزب متهم به دریافت کمکهای قابل توجه مالی از خارج از کشور است.
💡 او گفت «ادعای وزارت کشور در بازشماری صندوقها، در نوعی بازشماری غیررسمی از برخی صندوقها قبل از اطلاع جامع به نامزدها بودهاست.» به گفتهٔ او در همین بازشماری غیررسمی، «براساس گزارشهای که از نمایندگان ما در ستادهای انتخاباتی و حاضر بر سر برخی صندوقها» رسیدهاست، مشخص شدهاست که «۷۰ تا ۸۰ درصد آراء» در آن صندوقها، با یک خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک نامزد خاص به صندوقها ریخته شدهاست.
💡 دریابیگی؛ به جای او، شیخ علی مجتهد دشتی این موقعیت مؤثر را به دست آورد. علم الهدی که از این وضعیت ناراضی بود در دی ماه ۱۲۸۶ ه.ش تلگرافی به مجلس ملی فرستاد و شکایت کرد که انجمن محلی، انجمن سست و بیحال است و به شکایات زیادی که به آن محول میشود رسیدگی نمیکند و دست آخر خواستار انجام انتخاباتی دیگر برای علماء شده و اعتراض کرده بود که «شیخ علی دشتی» فاقد صلاحیت میباشد.