انبات
مترادفها
جوانه زدن، روییدن
متضادها
پوسیدگی، خشک شدن
لغت نامه دهخدا
انبات. [ اِم ْ ] ( ع مص ) رستن گیاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رُستن. ( مصادر زوزنی ). برُستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || رویانیدن.( منتهی الارب ) ( مصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). گویند انبت اﷲ نباتاً فهو منبوت. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || موی زهار برآوردن کودک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انبات. [ اِم ْ ] ( از ع، حامص ) روییدگی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) رویانیدن. ۲ - (مص ل. ) رستن گیاه.
فرهنگ عمید
۱. رویانیدن.
۲. روییدن، رستن گیاه.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) رویانیدن. ۲ - ( مصدر ) رستن گیاه.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به روییدن اِنبات گفته می شود و به مناسبت در بابهایی مانند صوم، جهاد، حجر و نکاح به کار رفته است.
روییدن موی زهار، از نشانههای بلوغ به شمار رفته و احکامی بر آن مترتّب گشته است.
کودکان در جنگ
کودکان در جنگ کشته نمیشوند، بلکه به اسارت گرفته میشوند و اگر بلوغ طفلی محرز نباشد، از راههای احراز آن، انبات موهای زهار است.
روییدن گوشت با شیردهی
اگر زنی نوزادی را به اندازه روییدن گوشت و محکم شدن استخوان وی شیر دهد، نوزاد فرزند رضاعی او شمرده میشود و احکام فرزند نَسَبی همچون محرمیّت و حرمت ازدواج با او بر آن مترتّب میگردد.
ویکی واژه
رویانیدن.
رستن گیاه.
جمله سازی با انبات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً، ای انّ فی انباته الازواج الکریمة من الارض المیتة لدلالة ظاهرة علی ربوبیته و انه واحد لا شریک له وَ ما کانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ ای و مع کثرة الآیات لم یؤمن اکثرهم لکن ربک عزیز لا یضرّه ترک ایمان الاکثر، و دخول کانَ علی معنی: کان ذلک فی علم اللَّه السابق.
💡 و کلّ ما یسرّ منظره فهو بهجة ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها ای ما کان لکم استطاعة الانبات أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ یعنی أ مع اللَّه اله یشارکه فی خلق هذه الاشیاء فیشترکوا بینه و بین اللَّه فی العبادة بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ عن الطریق. و قیل یعدلون عن النظر فی الادلة المؤدیة الی العلم بانّ اللَّه هو الذی تفرّد بخلق هذه الاشیاء. و هو الذی یستحق العبادة.
💡 قال النبی (ص) لا یقولنّ احدکم زرعت و لیقل حرثت، و قد سمّی الحارث زارعا علی انه فعل اسباب الزرع و الانبات.
💡 بیا تا سخن از یک تار موگوئیم که ریحان باغ دماغ تست و علت آن ترتیب و حکمت آن ترکیب بیان کنیم، موجب سیاهی او در صغر و سبب سپیدی او در کبر باز نمائیم و بقوت و کمال قدرت صانع مقر آئیم واز وجود چهار طبع در وی تصور و تقریر کنیم و داعیه اثبات و جاذبه انبات در وی ظاهر گردانیم تا معلوم شد که علم معرفت شعری نادانسته بعلم شعرای نتوان رسید واین دقایق نادیده حقایق نتوان دید.
💡 قبول مصدر است بر وزن فعول چنان که وضوء و طهور و ولوع و وقود. و انبات سخنی روانست در میان عرب در کار پروردن فرزند. وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا قراءة کوفی مشدّد است و زکریا مقصور، ای و کفلها اللَّه زکریا میگوید: وی را بداشتن فرا زکریا (ع) سپرد، و باقی بتخفیف خوانند و زکریاء ممدود، و معنی آنست که زکریا مریم را بداشتن بپذیرفت و صحّ فی الخبر «انا و کافل الیتیم فی الجنة کهاتین و اشار باصبعیه»