امسال

لغت نامه دهخدا

امسال. [ اِ ] ( اِمرکب، ق مرکب ) این سال یعنی سالی که در آن هستیم. ( ناظم الاطباء ). سال حاضر. هذه السنه. سنه جاری. سال جاری. العام:
تا پدیدآمدت امسال خط غالیه بوی
غالیه تیره شد و زاهری و عنبر خوار.عماره.تقویم بفرتان [ شاید بفرغانه ] چنان خوار شد امسال
چون جخج به خمنادز و چون فنج به خالنگ.( قریع الدهر ).هرآن کامسال آمد پیش من گفت
نه آنی خود که من دیدم ترا یار.فرخی.فراوان خوشترم امروز از دی
فراوان بهترم امسال از پار.فرخی.این قصر خجسته که بنا کرده ای امسال
با غرفه فردوس بفردوس قرین است.منوچهری.ایزد کرده است وعده با ملک ما
کش برساند بهر مراددل امسال.منوچهری.اگر با تو نمیدانی چه خواهم کرد نندیشی
که امسال آن کنم با تو که کردم پار با آنها.ناصرخسرو.ز بسدین لب لعل شکر سرشته او
خطی چو برگ نی سبز نودمید امسال.سوزنی.ور تو خواهی در اجری امسال
آوری خط محو کرده پار.خاقانی.مرا چون بد نباشدحال بی تو
که بودم با تو پار امسال بی تو.نظامی.- امثال:
امسال برای یکیمان زن بگیر سال دیگر برای داداشم. ( از امثال و حکم مؤلف ). و رجوع به همین کتاب شود.

فرهنگ معین

( اِ ) (ق مر. ) سالی که در آن هستیم، همین سال.

فرهنگ عمید

۱. سالی که در آن هستیم، سال جاری.
۲. (قید ) در سالی که در آن هستیم، در سال جاری.

فرهنگ فارسی

این سال سالی که در آن هستیم هذهالسنه.

دانشنامه عمومی

امسال (فیلم ۲۰۰۲). امسال ( به هندی: Ab Ke Baras ) فیلمی محصول سال ۲۰۰۲ و به کارگردانی راج کانوار است. در این فیلم بازیگرانی همچون آریا بابار، آمریتا رایو، اشوتوش رانا، دنی دنزونگپا، شاکتی کاپور، مانوج جوشی و اشیش ویدیارتی ایفای نقش کرده اند.

ویکی واژه

سالی که در آن هستیم، سال جاری، همین سال.

جمله سازی با امسال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با توجه به نزول قیمت نفت عربستان امسال سعی در بالا بردن درآمد خود از این مناسک تا ۲۰درصد شده است و به گزارش صدای روسیه درآمد امسال حج تمتع به ۶٫۶۷ میلیارد دلار برسد.

💡 گزارش شد که در خیابان سهروردی تهران دختران دانش‌آموز شعار «امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه» داده و مردم پشت سر آنها حرکت کرده‌اند.

💡 گرچه ناخوش تر ز هر روز است وقت روزگار خوبتر از سال های دیگر است امسال من

💡 امروز را به پویه و امسال را به تک کمتر ز لحظه ای برساند به دی و پار

💡 مگر ندانی کاین ماه را بود دو ربیع مگر ندانی کامسال را رسد دو بهار