اماتت

لغت نامه دهخدا

اماتت. [ اِ ت َ ] ( ع مص ) میرانیدن و کشتن کسی را. رجوع به اماتة شود.
اماتة. [ اِ ت َ ] ( ع مص ) بمیرانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). میرانیدن. ( ترجمان علامه، تهذیب عادل ) ( منتهی الارب ). میراندن و کشتن کسی را. ( غیاث اللغات ). || فرزندمرده شدن. ( منتهی الارب ). مردن بچه زن یا شتر ماده. مردن فرزندیا فرزندان کسی. ( از اقرب الموارد ). || خداوند شتران مرگ رسیده شدن. ( منتهی الارب ). اماتة قوم؛مرگ افتادن در شتران و نیز در گوسفندانشان. ( از اقرب الموارد ). || مبالغه کردن در پختن و گداختن گوشت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ما اَموَتَه ُ؛ چه مرده دل است او و از آن مرگ دل او را قصد کنند زیرا هر فعل که زیادت نپذیرد از آن تعجب نیاورند. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(اِ تَ ) [ ع. اماتة. ] (مص م. ) کشتن، بی جان کردن.

ویکی واژه

اماتة.
کشتن، بی جان کردن.

جمله سازی با اماتت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کل العداوه قد یرجی اماتتها الا عداوه من عاداک من حسد

💡 وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ قال: قالت الجنّ للانس: نحن نأتیکم بالخبر فانطلقوا الی البحر فاذا هی نار تتاجج. قال: فبیناهم کذلک اذ تصدّعت الارض صدعة واحدة الی الارض السّابعة السّفلی و الی السّماء السّابعة العلیا، فبیناهم کذلک اذ جاءتهم الرّیح فاماتتهم. و قال ابن عباس: هی اثنی عشرة خصلة ستّة فی الدّنیا و ستّة فی الآخرة و هی ما ذکر من بعد.

💡 از مقاماتت اگر فصلی بخونی بر عدو حالی از نامنطقی جذر اصم یابد نجات

💡 «وَ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَحْشُرُهُمْ» ای یجمع الاوّل و الآخر یوم القیامة فیریهم اعمالهم و یجزیهم بها، «إِنَّهُ حَکِیمٌ» فی تدبیر خلقه فی احیائهم و اماتتهم، «عَلِیمٌ» بهم و باعمالهم.

💡 و صفات جلال هم بر دو نوع است: صفات ذات و صفات فعل. صفات فعل چنانک در صفت اماتت نموده آمد.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز