اقتصادی

لغت نامه دهخدا

اقتصادی. [ اِ ت ِ] ( ص نسبی ) منسوب به اقتصاد. رجوع به اقتصاد شود.

فرهنگ فارسی

صفت ) منسوب به اقتصاد: امور اقتصادی مملکت.

ویکی واژه

economico

جمله سازی با اقتصادی

💡 نمونه‌گیری زیر با هدف دانستن باور مردم افغانستان نسبت به جنگ سال ۲۰۰۱ با رهبری آمریکا و وضعیت کنونی سیاسی، و نیز مسائل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر زندگی روزانه خود گرفته شده‌است؛ که یکی در بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ توسط بنیاد آسیا و یکی هم بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ در طی تلاشی مرکب از رادیو و تلویزیون که توسط بی‌بی‌سی و ان‌بی‌سی نیوز و آزادی بود اجام گرفت.

💡 در این بیانیه ضمن همدردی با مردم، شماری از مشکلات اقتصادی و نقض حقوق بشر در چهار دههٔ اخیر عنوان شد.

💡 استان چاکو با تولید ناخالص داخلی برابر۴/۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶ و درآمد سرانه ۴۴۷۰ همچون سایر ایالات شمالی از نظر اقتصادی کم توسعه می‌باشد.

💡 در سال ۱۳۹۹، برخی از موسیقی‌دانان سیستان و بلوچستان به ویژه در قیچک‌نوازی از وضعیت نامطلوب اقتصادی گفتند و اعلام شد که نداشتن بیمه تأمین اجتماعی و حقوق ثابت از مهم‌ترین مشکلات هنرمندان موسیقی سیستان و بلوچستان در این دوره بوده‌است.

💡 در اولین سالهای فعالیت حرفه‌ای، او به عنوان دانش آموز اولین نسل مدرنیسم سنتی پیشرفت کرد شاید جالبترین نقاشی اولیه وی بنام ویستلند در سال ۱۹۳۰ (تصویر ۸۵) باشد. آن نقاشی نه فقط به خاطر سبکش بلکه به سبب بیان و ارائه موضوع مهم روز یعنی رکود اقتصادی، با اهمیت جلوه کرد.