اقبح
کلمه اقبح یک واژه عربی است که در زبان فارسی نیز کاربرد دارد و به معنای قبیحتر یا زشتتر است. این واژه صفت تفضیلی از قبیح بوده و برای مقایسه و نشان دادن نهایت زشتی یا ناپسندی به کار میرود. منابع فرهنگ لغت معتبری چون آنندراج، غیاث اللغات، ناظم الاطباء و اقرب الموارد همگی بر این تعریف صحه گذاشتهاند و آن را به عنوان درجه عالی زشتی و ناپسندی معرفی کردهاند.
استفاده از اقبح معمولاً در مواردی صورت میگیرد که بخواهیم بر شدت و عمق ناخوشایند بودن یک پدیده، رفتار یا ویژگی تأکید کنیم. این واژه میتواند در بافتهای مختلفی از جمله ادبی، اخلاقی، اجتماعی و حتی زیباییشناختی به کار رود. به عنوان مثال، ممکن است عملی را اقبح الاعمال بنامیم تا اوج نکوهیدگی آن را بیان کنیم. این کاربرد نشاندهنده آن است که گوینده قصد دارد بیشترین حد ممکن از مذمت و تقبیح را نسبت به موضوع مورد بحث ابراز کند.
در واقع، اقبح صرفاً به معنای زشت نیست، بلکه به زشتیای اشاره دارد که در مقایسه با سایر موارد، برجستهتر و غیرقابل تحملتر است. این واژه به ما کمک میکند تا بتوانیم در زبان، مراتب ناپسندی را با دقت و تأکید بیشتری بیان کنیم و تفاوت میان صرفاً زشت و قبیحترین را مشخص سازیم، که این خود نشان از غنای واژگانی در زبان فارسی برگرفته از ریشههای عربی دارد.
مترادفها
زشتترین، بدترین
متضادها
احسن
لغت نامه دهخدا
اقبح. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) قبیح تر. زشت تر. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(اَ بَ ) [ ع. ] (ص تف. ) قبیح تر، زشت تر، نازیباتر.
فرهنگ عمید
قبیح تر، زشت تر.
فرهنگ فارسی
قبیح تر، زشت تر
( صفت ) قبیح تر زشت تر نازیباتر.
ویکی واژه
قبیح تر، زشت تر، نازیبا
جمله سازی با اقبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا قوم ما اقبح من واعظ خالف ما قد قاله فی الملا