لغت نامه دهخدا
افزودنی. [ اَ دَ ] ( ص لیاقت )لایق افزون شدن. آنچه شایستگی افزون شدن داشته باشد.واجب التزاید. لازم التزاید. ( از یادداشتهای دهخدا ).
افزودنی. [ اَ دَ ] ( ص لیاقت )لایق افزون شدن. آنچه شایستگی افزون شدن داشته باشد.واجب التزاید. لازم التزاید. ( از یادداشتهای دهخدا ).
لایق افزون شدن آنچه شایستگی افزون شدن داشته باشد.
{additive} [شیمی، مهندسی بسپار] ماده ای که برای بهبود کارایی فراوردۀ نهایی به مادۀ دیگر می افزایند
💡 تمام الکلهای مالش برای مصرف انسان ناایمن هستند: الکلهای مالشی ایزوپروپیل حاوی الکل اتیل مشروبات الکلی نیست. الکلهای مالش برپایه اتیل از الکل غیرطبیعی بهدست میآیند که ترکیبی از الکل اتیل و یک یا چند تلخ افزودنی کننده است که باعث سمی شدن مواد میشود.
💡 عوامل افزودنی مانند نشاسته، که حجم مواد غذایی را بدون تأثیر مزه آن افزایش میدهند.
💡 ِچگونگی استفاده از افزودنی پلیمری بسته به نوع پلیمر و کاربرد آن متفاوت است. استفاده مناسب از افزودنیهای پلیمری باعث بهبود ویژگیهای بسیاری از قبیل دوام، سختی، وضوح، قابلیت عدم فرسایش در هوا میشود، و در نتیجه ایجاد یک محصول با ارزش بالاتر میشود
💡 در مهندسی عمران، به هر گونه ایجاد عمدی حبابهای ریز هوا در بتن، دَربَرگیری هَوا و به مادهای که برای این کار به کار میرود افزودنی حباب هواساز گفته میشود.
💡 مایعات خوراکی از حل شدن مواد موثره و مواد افزودنی در آب تهیه میشوند و میتوانند به صورت محلول تهیه شده باشند یا در هنگام مصرف تهیه شوند. مانند یدور پتاسیم. پودر او آر اس.