افزاینده
مترادفها
زیادکننده، افزونکننده
متضادها
کاهنده، کمکننده
لغت نامه دهخدا
افزاینده. [ اَ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) نامی. بالنده. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ). آنچه فزونی پذیر باشد. آنچه افزایش یابد. آنچه روح نباتی داشته باشد: کسی بپرسد که درخت چه باشد؟... گویندش درخت جسمی باشد افزاینده. ( از یادداشت دهخدا از ناصرخسرو ).
فرهنگ عمید
۱. زیاد کننده، افزون کننده.
۲. چیزی که قابلیت زیاد شدن دارد، فزاینده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زیاد کننده افزون کننده.
جمله سازی با افزاینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این روش از یک ضریب که باید بین ۰ و ۱ باشد، استفاده میشود. در غیر این صورت اگر بیش از ۱ باشد، سرعت افزاینده خواهد بود.
💡 دولتت پایبنده باد و ملکت افزاینده باد کو به ملک و دولت باقی شگفت اندر خور است ؟
💡 دولتت پاینده باد و ملکت افزاینده باد صدر تو پاینده باد آمین رب العالمین
💡 دریک لامپ افزاینده فوتوالکتریک، هر فوتونی که فوتوکاتد برخورد میکند بارانی از الکترونها را آغاز میکند که پالس جریانی قابل ردیابی تولید میکنند.
💡 دولتش پاینده باد وعمرش افزاینده باد کو جهان را هر زمان با دیده دیگر گون کند؟
💡 (با استفاده از افزایندههای شِل که ۱/۲ اندازه آرایه هستند و هر بار نصف میشوند)،