لغت نامه دهخدا
افرای. [ اَ ] ( صوت ) بمعنی آفرین است. ( فرهنگ جهانگیری بنقل فرهنگ شعوری ). || ( ص ) خلق کننده. و همیشه بطور ترکیب استعمال شود. ( ناظم الاطباء ).
افرای. [ اَ ] ( صوت ) بمعنی آفرین است. ( فرهنگ جهانگیری بنقل فرهنگ شعوری ). || ( ص ) خلق کننده. و همیشه بطور ترکیب استعمال شود. ( ناظم الاطباء ).
بمعنی آفرین است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اساس روایت کتاب دوم سموئیل، وی مردی خوش چهره در پادشاهی اسرائیل بودهاست که در نهایت دست به شورش در برابر پدر خود، داوود، زده و در نبرد جنگل افرایم کشته میشود.
💡 افرایم یا افرام سوری (حدود ۳۰۶ – ۳۷۳ میلادی) کشیش، اِلهیات و شاعر سده چهارم میلادی و در منابع مسیحی ملقب به چنگ روحالقدس است.
💡 بعد از مرگ سلیمان، ده سبط شمالی بر پسر او رحبعام شوریدند و یربعام از سبط افرایم را به عنوان پادشاه مملکت شمالی اسرائیل برگزیدند. دو قبیلهٔ یهودا و بنیامین تحت سلطهٔ سلسلهٔ داوود باقی ماندند که پادشاهی یهودا نام گرفت. با این حال، تنخ پادشاهان شمالی را نیز بهتر از رحبعام نمیداند و بابت بتپرستی سرزنششان میکند.
💡 افراییم هالوی (عبری: אפרים הלוי؛ زادهٔ ۲ دسامبر ۱۹۳۴) یک سیاستمدار اهل اسرائیل است. وی در دوره نخستوزیری آریل شارون به عنوان چهارمین سرپرست شورای امنیت ملی اسرائیل معرفی شد.
💡 در شب ۲۶ اسفند ۱۳۶۶ پناهگاه واقع در پارک شیرین در شهر کرمانشاه که مکانی برای پناه گرفتن غیرنظامیان در هنگام حملات هوایی بود، هدف موشک متعلق به ارتش عراق قرار گرفت. در جریان این رویداد ۸۰ نفر کشته و ۳۰۰ نفر مجروح شدند. موشک از داخل هواکش وارد پناهگاه شد و منجر به افرایش شدید تلفات گردید. اغلب قربانیان زن و کودک بودند.