افتقار

افتقار

افتقار به معنای نیازمندی یا کمبود چیزی است که فرد یا جامعه به آن محتاج است. مترادف‌های این کلمه شامل فقر، تهیدستی، نیازمندی و کمبود هستند.

برای روشن‌ تر شدن مفهوم افتقار، می‌توان گفت که فردی که در شرایط فقر مالی قرار دارد، نمی‌تواند نیازهای اولیه خود را تأمین کند.

مترادف‌ها

فقر، نیاز، تنگدستی، درماندگی

متضادها

غنا، ثروت، بی‌نیازی

لغت نامه دهخدا

افتقار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )نیازمند گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). حاجت بکسی پیدا کردن. و به این معنی با «الی » متعدی شود. ( از اقرب الموارد ). || درویش گشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فقیر گردیدن. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) احتیاج. درویشی. خواری. عاجزی. ( از منتخب و غیره بنقل غیاث اللغات ). بی چیزی. 

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) ندار شدن، نیازمند گشتن. ۲ - (اِمص. ) فقر، تهیدستی.

فرهنگ عمید

فقیر شدن، بینوا شدن، نیازمند شدن، تهیدستی، درویشی.

افتقار

جمله سازی با افتقار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ره اخلاص تو جز افتقارم هیح نیست و آنکه زاد او نه فقرست اندرین ره بینواست

💡 در افتقار را بست و گشود باب دولت مس قلب را درین خاک بکیمیا زدم من

💡 تو را بجز بدل خویش افتقار مباد که هست طبع و دلت مرکز و مدار سخن

💡 در تحلیل‌های اقتصادی مدرن، افتقار گسترده در میان طبقات پایین جامعه می‌تواند منجر به بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه شود.

💡 بسیاری از متفکران معتقدند که تلاش برای کاهش افتقار باید از طریق اصلاحات ساختاری در سیستم‌های توزیع ثروت و عدالت اجتماعی انجام گیرد.

💡 در داستان‌های کلاسیک، نویسندگان معمولاً از فقر و افتقار شخصیت‌های اصلی برای نشان دادن تضادهای عمیق طبقاتی در جوامع قرون وسطایی استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران