افتادنی

لغت نامه دهخدا

افتادنی. [ اُ دَ ] ( ص لیاقت ) منسوب به افتاده. آنچه لیاقت و قابلیت افتادن دارد.

فرهنگ فارسی

منسوب به افتاده

جمله سازی با افتادنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاد کن ای محمد آن روز که افتادنی بیفتد. قیامت را واقعه فرمود از زودی که بیفتد چون فرا دید آید. نه بینی که هر چه بیفتد زودتر از آن بزمین رسد که بنهند. همانست که جایی دیگر فرمود: وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.

💡 تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم؟ من که افتادنی ام چند زجا برخیزم؟

💡 سَأَلَ سائِلٌ پرسید پرسنده‌ای بِعَذابٍ واقِعٍ (۱) از عذابی که بودنی است و افتادنی.

💡 إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ (۱) آن گه که بودنی ببود و افتادنی بیفتد.

💡 یاد کن ای محمد آن روز که دردمند در صور در آن نفخه آخر که قیامت بپای شود و صیحه رستاخیز و زلزله ساعت پدید آید، روزی که در آن شک نیست، وعده که در وی خلاف نیست. هر که ازو خبر دهد راست گوید، که در آن گفت وی دروغ نیست، بودنی که آن را مردّ نیست. افتادنی که درو گمان نیست و وقت وقوع آن جز بعلم اللَّه نیست.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز