افاده
مترادفها
فایده، سود
متضادها
سلب کردن، محروم کردن
لغت نامه دهخدا
افاده. [ اِ دَ / دِ ] ( از ع، اِمص ) در تداول عامیانه، کبر. برتنی. خودفروشی. تکبر. فیس. نخوت. عجب. ( یادداشت بخط مؤلف ). مأخوذ از تازی، اظهار فضل و شرف در صورتی که دارای آن نباشد. ( ناظم الاطباء ).
- افاده کردن؛ کبر نمودن. فیس کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). بخود بستن فضل و شرف. ( ناظم الاطباء ). افاده فروختن. رجوع به افاده فروختن و کردن شود.
- بی افاده؛ بی کبر. بی نخوت. غیرمتکبر.
- پرافاده؛ پرنخوت. بسیار متکبر. بسیار خودبین.
|| مأخوذ از تازی؛ بخشش. فایده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(اِ دِ ) [ ع. افادة ] ۱ - (مص م. ) فایده رساندن، سود دادن. ۲ - (اِمص. ) تکبر، خودبینی.
فرهنگ عمید
۱. تکبر، خودبینی، خودنمایی.
۲. فایده دادن، فایده رساندن.
۳. فایده گرفتن.
فرهنگ فارسی
افادت: فایده دادن، فایده رساندن، فایده گرفتن، درفارسی افاده به معنی تکبر وخودبینی وخودنمایی هم گفته میشود
۱ - ( مصدر ) فایده دادن سود رسانیدن ۲ - ( اسم ) تکبر خودبینی. جمع: افادات. یا افاد. کلام. مفهوم سخن معنی آن.
فایده گرفتن. کسب فائده کردن
ویکی واژه
افادة
فایده رساندن، سود دادن.
تکبر، خودبینی.
جمله سازی با افاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همیشه تا که کند انّما افاده ی حصر علی مفید ضرر، تا که هست و بهر زیان
💡 ما را نبود صنعتی از شهری و بومی جز کبر و مناعت، جز ناز و افاده
💡 تو چون افاده نمایی هزار شیخ مفید کشد به دامن خاطر لطیفههای مفاد
💡 کز جودت افاده و تعلیم نیک من شاگرد پا فراز از استاد خویش هشت
💡 رنگین افاده ها و خرافات مضحکت طامات بن هبنقه را، شکل ثانی است
💡 هلا افادهٔ حکمت بس است قاآنی مپاش در بر سیمرغ دانهٔ ارزن
💡 افاده کردن در جمع، رفتاری است که معمولاً باعث میشود اطرافیان نسبت به شخصیت و میزان تخصص فرد، دیدگاه منفی پیدا کنند.
💡 او همیشه سعی میکند با استفاده از کلمات پیچیده، نوعی افاده در صحبتهای خود ایجاد کند تا دیگران او را باهوش بپندارند.
💡 از افاده و خودنماییهای بی مورد در جلسات رسمی پرهیز کنید، زیرا این کار باعث از دست رفتن اعتبار علمی و اجتماعی شما میشود.