اعلاء

در معنای اصلی خود در زبان عربی، مصدر باب افعال از ریشه «ع ل و» است و به معنای «بلند کردن» و «برداشتن به سوی بالا» می‌باشد. این واژه در متون کلاسیک فارسی مانند «آنندراج»، «تاج المصادر بیهقی»، و «منتهی الارب» به معنای «بلند گردانیدن» یا «بالا بردن چیزی» ثبت شده است. کاربرد رایج این مفهوم در حوزه اعتبار و منزلت، اشاره به «اعلاء مرتبت» و «اعلاء درجه» دارد، چنانکه در ترجمهٔ تاریخ یمینی آمده است: «سلطان از جهت رفع درجت و اعلای مرتبت...» و همچنین در مفهوم «اعلاء کلمه» که به معنای بلندآوازه و آشکار ساختن حق یا سخن است، مانند عبارت: «همت ملکانه را بر اعلاء کلمةالحق مقصور گردانید.»

علاوه بر مفهوم بلند کردن، معانی متعددی در زمینه حرکت و جایگاه نیز دارد. این مفهوم می‌تواند به معنای «برآمدن بر بلندی» یا «به جاهای بلند برآمدن»، نظیر صعود به کوهستان‌ها، اشاره کند. از سوی دیگر، در مفهومی کاملاً متضاد با معنای اصلی، این واژه با حرف جر «عن» به کار می‌رود و به معنای «فرود آمدن از جایی» یا «دور شدن» است؛ برای مثال، «أَعْلَی عنه إِعلاءً» به معنای فرود آمدن از مرکب یا کناره‌گیری از یک مکان است، و عبارت «أَعْلِ عنّی» به معنای «کناره‌گیر از من» یا «حاجت خود را از من نخواه» تفسیر شده است. این معانی متضاد نشان‌دهنده گستردگی معنایی این ریشه در زبان عربی و ورود آن به زبان فارسی با ظرایف مختلف است.

لغت نامه دهخدا

اعلاء. [ اِ ] ( ع مص ) بلند کردن. ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از منتخب از غیاث اللغات ). بلند گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بلند کردن چیزی. ( از اقرب الموارد ):
سلطان از جهت رفع درجت و اعلای مرتبت... ( ترجمه تاریخ یمینی ص 396 ). خدایگان زمان و زمین مظفر دین
که قائم است بر اعلاء دین و اظهارش.سعدی.- اعلاء کلمه؛ بلندآوازه و آشکار ساختن آن: و آنگاه همت ملکانه را بر اعلاء کلمةالحق مقصور گردانید. ( کلیله و دمنه ).
|| برآمدن بر بلندی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر بلندی برآمدن. ( از اقرب الموارد ). || بر جای بلند برآمدن. ( آنندراج ). بجاهای بلند برآمدن. ( ناظم الاطباء ). بعوالی درآمدن. ( منتهی الارب ).بر کوه بالا رفتن. ( از متن اللغة ). || بزرگوار کردن. ( از منتخب از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). بلندمرتبه ساختن و بزرگ گردانیدن خدا کسی را. ( از اقرب الموارد ). || فرودآمدن از جایی، یقال: «اعلا عنه اعلاءً». ( ناظم الاطباء ). دور شدن. فرودآمدن. حاجت کسی را رد کردن. و قالوا فی الامر: اعل عنی؛ تنح. واعل عن الوسادة؛ انزل. و اعل عنا؛ اطلب حاجتک عند غیرنا. ( از متن اللغة ). فرودآمدن از ستور. بدین معنی با «عن » متعدی شود: اعلی عن الدابة؛ نزل عنها. ( از اقرب الموارد ). فرودآمدن از: اعلی عنه اعلاءً؛ فرودآمد از آن. و یقال: اعل عنی؛ یعنی کناره کش از من. و اعل عن الوسادة کذلک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اعلاء. [ اَ ع ِل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَلیل. ( المنجد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به علیل شود.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) بلند کردن، بالا بردن، برکشیدن.

ویکی واژه

بلند کردن، بالا بردن، برکشیدن.

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز