استغنا
واژه «استغنا» در زبان فارسی به معنای بینیازی، خودکفایی و عدم وابستگی به دیگران است. فردی که به استغنا رسیده باشد، احساس کمبود یا نیاز شدید به دیگران ندارد و میتواند بدون تکیه بر دیگران زندگی کند. این مفهوم هم میتواند جنبه مادی داشته باشد، یعنی استقلال مالی و اقتصادی، و هم جنبه معنوی و روانی، یعنی رضایت درونی و آرامش از آنچه دارد و نیازی به کسب بیشتر احساس نمیکند.
از نظر اخلاقی، استغنا به انسان کمک میکند تا در برابر فشارهای اجتماعی و اقتصادی مقاوم باشد و کمتر تحت تأثیر حسادت، طمع یا ترس از کمبود قرار گیرد. کسی که استغنا دارد، به جای نگرانی از نداشتهها، قدر داشتهها را میداند و با شکرگزاری و آرامش زندگی میکند. این ویژگی باعث میشود روابط انسانی او نیز سالمتر باشد، زیرا وابستگی افراطی و انتظار دائمی از دیگران در رفتار او کمتر دیده میشود.
مترادفها
بینیازی، بیحتیا، بیتقاضایی
متضادها
نیاز، وابستگی، احتیاج
فرهنگ عمید
۱. توانگری، بی نیازی.
۲. توانگر شدن، بی نیاز شدن.
۳. مناعت طبع، وارستگی.
۴. (تصوف ) بی نیازی خداوند.
۵. اظهار بی تمایلی معشوق به عاشق برای برانگیختن اشتیاق وی.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) توانگری خواستن خواستار بی نیازی بودن. ۲ - توانگر شدن بی نیاز گشتن. ۳ - ( اسم ) بی نیازی توانگری. ۴ - عدم تقید بی قید بودن. ۵ - ناز. ۶ - حالتی است که عارفان کامل بدان نایل آیند و آن بی نیازی از ماسوی الله ( آنچه جز خداست ) و نیاز و فقر در برابر خداوند است. یا استغنائ از... بی نیاز شدن از... یا استغنائ بخرج دادن. بی نیازی نمودن استکبار. یا استغنائ طبع. مناعت طبع بلند طبعی بی پروا بودن نسبت بامور جزئی و ناچیز.
جمله سازی با استغنا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من خمارآلود و ساقی گرم استغنای حسن می رسد جان بر لبم تا می به ساغر می کند
💡 در مقامی که قناعت بلد استغناست کاروان چون تپش از موج گهر میگذرد
💡 وقتی نگاهی رسم بود از چشم سنگین دل بتان آن رسم هم منسوخ شد در عهد استغنای تو
💡 خواب راحت می کنم در سایه بال هما تا ز استغنا کشیدم سربه زیربال خویش
💡 خوشا روزی که نقاش نگارستان استغنا کشد تصویر من چندانکه بیرون آرد از رنگم
💡 می پرد در جستن پروانه چشم روشنش گرچه در ظاهر بلند افتاده استغنای شمع