فرهنگ معین
( اُ ) [ په. ] (اِ. ) اداره ای که کارهای یک استان در آن جا انجام می شود.
( اُ ) [ په. ] (اِ. ) اداره ای که کارهای یک استان در آن جا انجام می شود.
۱ - عمل و شغل استاندار ۲ - محلی که استاندار در آن امور استان را اداره میکند.
ادارهای که کارهای یک استان در آن جا انجام میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه شنبه ۱ شهریور، قریب به ۶۰ نفر از کارگران اخراجشده شرکت روغن نباتی جهان، در اعتراض به اخراج خود در برابر این شرکت و سپس در جلو استانداری زنجان تجمع اعتراضی بر گزار کردند.
💡 وی پیش از نمایندگی مجلس، مسئولیتهایی همچون فرماندار شهرستان بندرعباس، مدیرکل سیاسی، انتظامی و امنیتی استانداری هرمزگان و معاون ادارهکل بازرسی هرمزگان را برعهده داشته است.
💡 در نخستین واکنش رسمی به ضربوشتم دانشآموزان در اردبیل، مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری روز جمعه، ۲۲ مهرماه، این اخبار را «شایعهٔ رسانههای معاند» خواند و خبرگزاری دولتی ایرنا نیز نوشت که «روز پنجشنبه مدارس اردبیل تعطیل بوده است و اساساً دانشآموزی در مدارس حضور نداشته که مورد ضربوشتم قرار گیرد.»
💡 آندری سرژیکی قوکاسیان (ارمنی: Անդրեյ Սերժիկի Ղուկասյան زاده ۱۲ اوت ۱۹۸۰) سیاستمدار اهل ارمنستان است که از ۱۰ اکتبر ۲۰۱۸ تا ۱۶ دسامبر ۲۰۲۰ سمت استانداری لوری را برعهده داشت.