لغت نامه دهخدا
استادانه. [ اُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی،ق مرکب ) همچون استادان. بطریقه اساتید. ماهرانه.
استادانه. [ اُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی،ق مرکب ) همچون استادان. بطریقه اساتید. ماهرانه.
با زبردستی و استادی، از روی استادی و مهارت، ماهرانه.
همچون استادان شیو. استادان استاد وار ماهرانه با پختگی و حذاقت و استادی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مفتاح الحساب کتابی درسی، دربارهٔ ریاضیات مقدماتی است که استادانه تألیف شده و مؤلف آنچه را که طبقات مختلف خوانندگان کتاب بدان نیاز داشتهاند، در نظر گرفتهاست. این کتاب از حیث فراوانی و گوناگونی مواد و مطالب و روانی بیان تقریباً در همهٔ آثار ریاضی سدههای میانه یگانهاست.
💡 وی در زمینه خوشنویسی به ویژه خطهای رقاع و نستعلیق مهارتی استادانه داشت و شعر نیز میسرایید. در مورد زمان درگذشت وی شبهههایی موجود است که بر اساس روایت مستندتری وی در سال ۱۲۳۶ از دنیا رفته است. محل خاکسپاری وی در زادگاهش اصفهان است.
💡 افزون بر پدر، پنج برادر او نیز از خوشنویسان و شاعران صاحبنام سده سیزدهم هجری هستند. میرزا احمد وقار نستعلیق، نسخ، رقاع و شکستهنستعلیق را استادانه مینوشت اما بیش از همه در خوشنویسی خط نسخ صاحبنام شدهاست.
💡 آثار استادانهٔ او از مردم بستگی بسیاری به شیوهٔ نقاشانهای دارد که حاوی خطوط بلند و ضرب قلمهایش دارد. او اکثراً از قلمموهای موبلند و نازک استفاده میکرد که باعث میشد قسمت زیادی از نواحی طراحی شده خالی بماند. بسیاری از آثار او را میتوان طراحیهای رنگی توصیف کرد.
💡 طراحی استادانه تزئین شده از معماری و نقاشیهای دیواری بومی کشور میزبان از آزتک الهام گرفته شدهبود.